سرمایه‌گذاری مجدد سود تقسیمی


سود تقسیمی یا نقدی بر قیمت سهمی که سود تقسیمی می پردازد از راههای گوناگون اثرگذار است. در حالیکه گذشته سود تقسیمی یک سهم نقشی کلی و مهم در اعتبار و محبوبیت آن سهم ایفا می‌کند، اعلام و اعلان و پرداخت سود تقسیمی نیز یک اثر خاص و قابل پیش بینی بر روی "قیمت بازار" سهم دارد. اجازه دهید محورهای این بحث کوتاه را فهرست کنیم:

سود مجمع چیست و به چه کسانی تعلق میگیرد ؟

شرکت طی سال مالی و از طریق فعالیت‌های خود به مقدار مشخصی سود خالص رسیده است. این امکان وجود دارد که این سود صرف سرمایه‌گذاری مجدد برای توسعه فعالیت‌های شرکت شود یا اینکه تمام یا بخشی از این سود بین سهامداران شرکت تقسیم شود. تصمیم‌گیری درباره نحوه تقسیم سود خالصی که شرکت طی یک سال مالی ساخته است، در مجمع عادی سالانه شرکت انجام می‌گیرد. به عبارت دیگر، یکی از وظایف مجمع سالانه شرکت‌ها تعیین تکلیف سود خالص شرکت طی سال مالی گذشته است.
حال اگر در مجمع عمومی تصمیم گرفته شود که بخشی از این سود بین سهامداران تقسیم شود، به این مبلغ سود نقدی یا سود مجمع گفته می‌شود.
برای مثال سهمی به ازای هر سهم 500 سود خالص ساخته است. در مجمع سالانه شرکت، مدیران شرکت پیشنهاد می‌دهند که نیمی از این سود صرف سرمایه‌گذاری مجدد و نیم دیگر آن بین سهامداران توزیع شود. اکثریت سهامداران هم با این پیشنهاد موافقت می‌کنند و به این ترتیب در مجمع سالانه به ازای هر سهم 250 تومان سود تقسیمی تصویب می‌شود.
نکته: به سودی که شرکت در یک سال مالی به ازای هر سهم می‌سازد EPS و به سودی که با تصویب مجمع سالانه بین سهامداران تقسیم می‌شود DPS گفته می‌شود.
حال سود مجمع به چه کسانی تعلق می‌گیرد؟
سود مجمع به کسانی تعلق می‌گیرد که به اصطلاح در مجمع سالانه شرکت کرده باشند. به عبارت دیگر، اگر بخواهید سود مجمع شرکت به شما تعلق بگیرد، در تاریخ برگزاری مجمع عادی سالانه باید سهامدار شرکت باشید. فرقی هم نمی‌کند سهام شرکت را یک روز قبل از برگزاری مجمع بخرید یا از ده سال قبل سهامدار شرکت بوده باشید.و موضوع مهم دیگر اینکه اگر سهم خود را حتی یک روز بعد از مجمع بفروشید سود مجمع به شما تعلق خواهد گرفت.
نکته ی بسیار مهم : سودی که شرکت به سهامدار پرداخت میکند با فرمول مشخص از قیمت سهم کم میشود و ممکن است سهم در روز بازگشایی فاصله ی قیمتی خود را پر کند ممکن هم است این اتفاق پس از گذر زمان طولانی بیافتد پس در واقع بدین شکل نیست که یک روز قبل از مجمع شما سهم را بگیرید و فکر کنید که در واقع شما سود میکنید چون بعد از بازگشایی قیمت سهم به همان نسبت کم میشه .
در قسمت بعد روشهای دریافت سود مجمع و اطلاع از میزان سود پرداختی را به شما کامل آموزش میدهیم

حسابداری

سود انباشته همیشه یکی از منابع تامین مالی بلند مدت برای شرکتها بوده است . معمولا شرکتهای سهامی عام 35% سود خالص ( سود پس از کسر مالیات ) را به حساب سود انباشته منظور می کنند. از آنجایی که بخشی از سود سالانه به صاحبان سهام داده میشود و بخشی دیگر به حساب سود انباشته منظور میگردد هیات مدیره میتواند سیاستهای مربوط به تقسیم سود را به عنوان یک راهنما مورد استفاده قرار دهد.

هدفهای سیاست تقسیم سودهدف اصلی هر واحد تجاری کسب سود و حد اکثر کردن ثروت سهامداران است بنابراین هدف از اجرای چنین سیاستی تعیین نقشی است که آن سیاست در به حداکثر رسانیدن ثروت سهامداران دارد .

عواملی که بر سیاست تقسیم سود اثر میگذارد :1 – سود انباشته به عنوان یک منبع تامین مالی

2 – ترکیب ساختار سرمایه

3 – نیاز سرمایه‌گذاری مجدد سود تقسیمی سهامداران

4 – محدودیتهای قانونی

1 - سود انباشته به عنوان یک منبع تامین مالی

اولین موردی که در سیاست گذاری تقسیم سود مورد توجه قرار میگیرد سود انباشته است زیرا اندوخته کردن سود یکی از منابع تامین مالی است .

در همین رابطه میتوان به موارد زیر اشاره کرد :

الف ) هزینه سرمایه - هزینه خاص سرمایه مربوط به سود انباشته از هزینه خاص سرمایه مربوط به اوراق قرضه و سهام ممتاز بیشتر است ولی از این بابت سود یا بهره مربوط به اوراق قرضه و سهام ممتاز پرداخت نمیشود .

ب ) جانشینی برای سهام عادی - اگر سهام عادی در دست عده ای خاص باشد و انتشار سهام جدید از نظر مالکیت مسائلی را به وجود آورد بهتر است برای تامین مالی از سود انباشته استفاده گردد.

ج ) عدم دسترسی به منابع مالی دیگر - مثلا در حالتی که بازاری برای سهام عادی نباشد .

د ) مساله زمان - گاهی اوقات شرکتها مجبورند به خاطر مسایلی مانند تورم انتشار سهام جدید یا اوراق قرضه را به تاخیر اندازند در این حالت بهترین کار استفاده از سود انباشته به عنوان منبع تامین مالی است .

2 – حفظ ساختار سرمایه

معمولا در زمان تدوین سیاست تقسیم سود شرکت میزان و درصد اجزای تشکیل دهنده سرمایه نیز تعیین میگردد که به دو عامل بستگی دارد :

الف ) انعطاف پذیری در تامین مالییعنی اینکه شرکت تا حد معینی میتواند از استقراض برای تامین مالی استفاده کند در غیر این صورت ریسک شرکت بالا میرود و شرکت قادر نخواهد بود در سالهای بعد از طریق استقراض تامین مالی کند ولی انتشار سهام عادی یا افزایش سرمایه از محل سود انباشته مبنایی میشود که شرکت در آینده به پشتوانه آن از طریق استقراض میتواند تامین مالی کند .

ب ) سیاست تقسیم سود باقیماندهاگر درصد ترکیب ساختار سرمایه شرکتی مشخص باشد باید مقدار مشخصی از سرمایه مورد نیاز از محل نگهداری سود شرکت تامین شود باقیمانده سود به صاحبان سهام پرداخت خواهد شد یعنی سیاست تقسیم سود بر این اساس تدوین میگردد که آن میزان از سود شرکت که بر اساس ساختار سرمایه مطلوب مورد نیاز نیست به سهامداران پرداخت گردد . اگرچه اندوخته کردن سود برای تامین مالی پروژه های سرمایه گذاری باعث کاهش پرداخت سود در همان سال میشود ولی با شروع بهره برداری از طرح های سرمایه ای میزان سود خالص پرداختی شرکتها در سالهای بعد افزایش می یابد .

3 – نیاز سهامداران

سومین عامل در تدوین سیاست تقسیم سود نیاز سهامداران سهام عادی است . اصولا سهامداران یا به این هدف سهام را خریداری میکنند که به صورت مستمر و سالانه سود دریافت کنند و یا به امید منفعت از افزایش قیمت سهام اقدام به خرید سهام می کنند و یا با هدف دریافت سود و افزایش قیمت سهام سهام عادی خریداری میکنند .

اگر شرکتی سیاستی با ثبات تقسیم سود در نظر بگیرد آن دسته از سهامداران که هدف آنها دریافت سود مستمر سالانه است اقدام به خرید این سهام خواهند کرد . برخی از شرکتهایی که هر سال مبلغ ثابتی را به عنوان سود سهام پرداخت میکنند در اجرای این سیاست آثار تورمی را نیز در نظر میگیرند و سعی میکنند با توجه به نرخ تورم میزان سود پرداختی هر سال را افزایش دهند .

میزان سود سهام پیشنهادی هیات مدیره معمولا حاوی اطلاعاتی در مورد سود آوری آتی شرکت است . تغییر غیر منتظره سود تقسیمی دارای محتوای اطلاعاتی مهمی است به ویژه زمانی که میزان سود تقسیمی کاهش یابد یا اصلا پرداخت نشود که نشان میدهد سود سالهای آتی کاهش خواهد یافت .

4 – محدودیت های قانونی

چهارمین عامل که در سیاست تقسیم سود اهمیت دارد محدودیت های قانونی است . معمولا برخی از مقررات به مدیر شرکت اجازه نمیدهد هر طور که میخواهد در تعیین و پرداخت سود عمل کند .

دو نمونه از این قیود عبارت اند از :

الف ) قید و بند های قرارداد وام قرارداد برخی از وام ها به شرکت اجازه نمیدهد که بر میزان سود تقسیمی بیافزایند و حتی گاهی شرکت را مجبور میکنند تا سود تقسیمی را کاهش دهند .

ب ) شرایط مربوط به سهام ممتازشرکتها تا سود سهامداران ممتاز را پرداخت نکنند نمیتوانند سود سهامداران عادی را پرداخت کنند و اگر سهام ممتاز با حق انباشت سود باشد باید ابتدا سودهای معوق را پرداخت کنند .

سیاست های متداول تقسیم سود در شرکتهااکثر شرکتها در سیاست تقسیم سود از یکی از سه روش زیر استفاده میکنند :

1 – نسبت سود تقسیمی ثابت

3 – پرداخت منظم سود ثابت همراه با مبلغ اضافی

1 – نسبت سود تقسیمی ثابت

این روش به سه قسمت تقسیم میشود :

الف ) پرداخت درصد ثابتی از سود سالانه

ب ) پرداخت سود سهام به صورت درصد ثابت و مشخصی از سود خالص سالهای قبل

ج ) انتخاب درصدی از سود تقسیمی مطلوب که قرار است در بلند مدت رعایت شود که درصد سود تقسیمی واقعی میتواند کمتر یا بیشتر از درصد مطلوب باشد ولی شرکت می کوشد درصد سود تقسیمی واقعی را نزدیک به درصد مطلوب نگه دارد .

متداول ترین روشی که اغلب شرکتها در سالهای اخیر پیش گرفته اند این است که سالانه از بابت سود هر سهم مبلغ معینی پرداخت کنند و با افزایش سود شرکت به تدریج بر این مبلغ بیافزایند . شرکتی که چنین سیاستی را اعمال میکند این پیام را به سهامداران خود میدهد که شرکت از نظر سود آوری و قدرت نقدینگی در وضع بسیار خوبی قرار دارد .

3 – پرداخت منظم سود ثابت همراه با مبلغ اضافی

سیاست برخی از شرکتها بدین منوال است که هر سال مبلغی را به عنوان سود ثابت پرداخت میکنند و با افزایش سود شرکت مبلغ این سود را افزایش میدهند . مزیت دادن مبلغ اضافی در این است که شرکت میتواند حسب ضرورت مبالغ اضافی را قطع کند بدون اینکه از میزان سود تقسیمی هر سهم بکاهد . عیب این سیاست این است که توقع سهامداران را بالا میبرد که اگر این مبالغ اضافی پرداخت نگردد احیانا قیمت بازار سهام شرکت کاهش می یابد .

شیوه پرداخت سود سهامدر بعضی از کشورها مانند امریکا سود سهام به صورت فصلی یعنی هر سه ماه یکبار پرداخت میشود در برخی از موارد نیز سهامداران سهام عادی سود تقسیمی را مجددا در همان شرکت سرمایه گذاری میکنند و به جای پول نقد سهام دریافت میکنند .

1 - پرداخت سود سهام به صورت نقد

فرایند پرداخت سود سهام دارای چهار تاریخ مشخص است که عبارت اند از تاریخ اعلام – تاریخ ثبت – تاریخ موثر در بورس – تاریخ پرداخت سود .

تاریخ اعلام سود روزی است که هیات مدیره و یا مجمع عمومی عادی صاحبان سهام ( در ایران ) در مورد سود پرداختی تصمیم میگیرند و نتیجه تصمیمات خود را اعلام می کنند . مثلا مجمع عمومی در تاریخ اول تیر در مورد سود تقسیمی تصمیم میگیرد و تاریخ اعلام اول تیر است .

- تاریخ ثبت در دفاتر :

سود سهامی که هیات مدیره سرمایه‌گذاری مجدد سود تقسیمی یا مجمع عمومی یک شرکت اعلام میکند به کسی پرداخت میشود که در تاریخ معینی نام وی به عنوان صاحب سهم در دفاتر سهام به ثبت رسیده باشد .

طبق مقررات کسی که سهام شرکتی را خریداری میکند چهار روز کاری طول میکشد تا این سهام در دفتر سهام شرکت ثبت شود . در نتیجه زمانی که سود سهام اعلام میشود سود به کسی تعلق خواهد گرفت که چهار روز قبل از تاریخ ثبت اقدام به خرید سهام کرده باشد . اگر کسی بعد از تاریخ موثر سهام خریداری کند سود سهام به فروشنده سهام میرسد .

پس از اعلام سود تقسیمی و اعلام نام کسانی که مطابق دفاتر شرکت مستحق دریافت سود هستند شرکت اقدام به کشیدن چک در وجه سهامداران میکند .

2 - سرمایه گذاری مجدد سود سهام

بسیاری از شرکتهای بزرگ برنامه هایی را به اجرا میگذارند که به موجب آن سهامداران میتوانند به جای دریافت سود سهام به صورت وجه نقد مجددا در همان شرکت و با خرید سهام جدید سرمایه گذاری کنند که البته مالیات مربوط به آن سود را باید بپردازند ولی از هزینه های مربوط به نقل و انتقال سهام معاف میشوند . - سهام جایزه :

برخی از شرکتها به جای پرداخت وجه نقد به سهامداران خود سود سهمی یا سهام جایزه میدهند . مثلا اگر شرکتی اعلام کند به صاحبان سهام عادی 10 درصد سهام جایزه میدهد بدان معنی است که هر کس که فرضا 10 سهم عادی دارد یک سهم جدید دریافت میکند . شیوه حسابداری آن نیز بدان صورت است که سود انباشته شرکت به اندازه ارزش بازار سهام جایزه بدهکار و سرمایه و صرف سهام بستانکار میشود .

آثار مالی از تجزیه سهام مشابه سهام عادی است با این تفاوت که میزان یا نسبت انتشار سهام جدید در تجزیه سهام بسیار بیشتر از سهام جایزه است . مثلا اگر شرکتی 500000 سهام 1000 ریالی دارد و بخواهد در ازای هر سهم 2 سهم پرداخت کند در نتیجه پس از تجزیه سهام 1000000 سهم 500 ریالی خواهد داشت . میبینیم که بر عکس سهام جایزه سود انباشته و صرف سهام تغییری نخواهد کرد .

نکاتی در مورد سهام جایزه و تجزیه سهام 1 – دادن سهام جایزه باعث تغییر ترکیب حسابهای حقوق صاحبان سهام میشود ولی بر کل دارایی ها و بدهی ها و حقوق صاحبان سهام تاثیری نخواهد گذاشت . تجزیه سهام فقط ارزش اسمی سهام عادی را کاهش میدهد و هیچ تغییری در ساختار حقوق صاحبان سهام ایجاد نخواهد کرد .

2 – سهام جایزه و تجزیه سهام ثروت سهامداران را افزایش نمیدهد زیرا قیمت بازار هر سهم و سود هر سهم متناسب با مقدار سهام جدید کاهش می یابد ولی نسبت یا درصد مالکیت سهامداران ثابت خواهد ماند .

3 – سهام جایزه و تجزیه سهام مشمول مالیات نمیشوند و با توجه به کاهش قیمت و سود هر سهم متناسب با مقدار سهام جدید این معافیت مالیاتی باعث افزایش ثروت سهامداران نمیشود .

4 – سیاست تقسیم سود برخی از شرکتها بدین منوال است که هم سهام جایزه بدهند و هم اینکه مقداری از سود سالانه شرکت را به صورت نقدی پرداخت کنند .

الزام فرهنگ‌سازی سرمایه‌گذاری

الزام فرهنگ‌سازی سرمایه‌گذاری

بازار سرمایه ایران در سالی که گذشت عملکرد پرنوسانی را تجربه کرد.

بازار سرمایه ایران در سالی که گذشت عملکرد پرنوسانی را تجربه کرد. هم‌زمان دست و پا زدن این بازار در شرایط نامطلوب و وارد شدن به دوره رکود اقتصادی، باعث شد که دولت، مدیران و مجریان به اتخاذ سیاست‌ها و دستورالعمل‌های مختلفی بپردازند که از طریق آن اندکی از بی‌اعتمادی افزایشی سرمایه‌گذاران، را کم کرده و دوباره افراد را به حضور در این بازار تشویق کنند. سیاست‌های دستوری که اغلب اثر پایدار و مثبتی نداشته و حتی به دلیل بدبینی شدید سرمایه‌گذار اوضاع را بدتر کرده است.
یکی از ویژگی‌های دنیای امروز که باعث توسعه و تحول اقتصادی کشورها شده، ایجاد بازارهای کارآمد و قوی سرمایه است. فقدان بازار سرمایه کارا منجر می‌شود که بانک‌ها و مؤسسات در زمینه مالی تنها منبع جمع‌آوری سرمایه‌های اندک و سرگردان موجود در بازار و مکان‌هایی برای تأمین مالی پروژه‌های سرمایه‌گذاری باشند. درحالی‌که مؤسسات و شرکت‌ها برای بدست آوردن منابع مالی نیاز به بازارهای سرمایه‌گذاری پیشرفته‌ای دارند تا علاوه بر وجود بانک‌ها و مؤسسات مالی بتوانند متناسب با ویژگی‌های مؤسسه و شرکت خود و نوع و حجم نیازشان به وجوه مالی یک شیوه مالی مناسب که کمترین هزینه را برای شرکت به همراه داشته باشد انتخاب کنند. درصورت نبود وجود چنین بازارهایی یا ناکارا بودن بازار سرمایه و یا متنوع نبودن روش‌های تأمین مالی و شیوه‌های سازماندهی مبادلات مالی، مؤسسات و شرکت‌ها برای تأمین مالی جهت نیاز امور خود به روش‌هایی رو می‌آورند که علاوه بر مفید نبودن بیشترین هزینه را برای آنها همراه خواهد داشت.
باید گفت که بازارهای مالی بزرگ جهانی که در سطح بالاتری از کارایی قرار دارند همواره عرضه و تقاضا تعیین کننده مسیر بازار بوده و سرمایه‌گذار در بازار سرمایه از دو منبع کسب درآمد می‌کند؛ سود سرمایه‌ای و سود تقسیمی. در بازار سرمایه ما در سالی که گذشت با توجه به افت بسیار شدید قیمت‌ها نسبت به مدت مشابه می‌توان گفت که مورد اول یعنی سود سرمایه‌ای موضوع ترغیب کننده‌ای برای ماندگاری سرمایه‌گذار در بازار نبوده است و اما پارامتر دوم که همان سود تقسیمی می‌باشد یکی از مهم‌ترین موضوعات برای سرمایه‌گذار است که با بررسی آن می‌تواند به بسیاری از عوامل پی ببرد. اخبار مربوط به تقسیم سود و تغییرات سود تقسیمی نسبت به سنوات گذشته برای سهامداران اهمیت به‌سزایی دارد. به‌طوری که در این ارتباط تئوری‌ها و دیدگاه‌های زیادی مطرح شده است. به‌عبارتی سیاست تقسیم سود شرکت به سهامداران و سرمایه‌گذاران پیام می‌دهد که وضعیت مالی شرکت چگونه است. عکس‌العمل بازار نسبت به سود تقسیمی و تغییرات آن، تا حدود زیادی نشان‌دهنده سطح دانش و آگاهی سرمایه‌گذاران و انتظارات بازارسرمایه است. سرمایه‌گذاران به اعلام افزایش سود تقسیمی و پرداخت مجدد سود تقسیمی، واکنش مثبت و نسبت به اعلام کاهش یا قطع کردن سود تقسیمی واکنش منفی نشان می‌دهند.
سرمایه‌گذاران انتظار دارند، تقسیم سود در شرکت به‌گونه‌ای باشد که شرکت از سرمایه‌های موجود به بهترین نحوه ممکن استفاده کند و علاوه بر سودآوری، ارزش شرکت و ثروت سهامداران را افزایش دهند. همچنین پرداخت سود سهام، پیام‌هایی را برای ذینفعان ارسال می‌کند. پرداخت سود سهام هزینه‌های نمایندگی را کاهش می‌دهد و می‌تواند به‌عنوان مکانیسم راهبری شرکت موجب کاهش علامت‌دهی مسائل نمایندگی شود. اعلانات سود سهام بخش‌های مفقود شده اطلاعات را درباره شرکت فراهم می‌کند و سرمایه‌گذاران به شرکتی که اعلام سود سهام مناسب داشته باشد اعتماد بیشتری می‌کنند. در نتیجه مدیران می‌توانند از سیاست پرداخت سود سهام برای تغییر آگاهی سرمایه‌گذاران درباره ریسک‌دار بودن شرکت‌هایشان استفاده کنند.
بررسی‌های آماری نشان می‌دهد که بازده‌های غیرعادی اعلانات افزایش سود سهام طی دوره رکود بیشتر از دوره رونق است و نیز این بحث را مطرح می‌کنند که سرمایه‌گذاران به افزایش سود سهام طی دوره رونق پاسخ کمتری می‌دهند .آشنایی با روش‌هایی تقسیم سود و آگاهی از تأثیر این سیاست بر وضعیت مالی شرکت، فعالیت‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت واحدهای تجاری، کارایی و اثربخشی سیاست تقسیم سود را ارتقاء می‌بخشد. اعمال سیاست تقسیم سود به خصوص در شرکت‌های سهامی به عواملی از قبیل سودآوری فرصت‌های سرمایه‌گذاری، مالیات بر درآمد، ملاحظات و محدودیت‌های قانونی و نقدینگی بستگی دارد. بدین صورت که اگر جریان‌های نقدی زیاد و نیاز به وجوه نقد اندک باشد یعنی فرصت‌های سرمایه‌گذاری سودآور کمتر وجود داشته باشد، شرکت بایستی سود تقسیمی را افزایش دهد و هنگامی که وجوه نقدی در مقایسه با فرصت‌های سرمایه‌گذاری اندک باشد سود تقسیمی را کاهش می‌دهد.
همانطور که گفته شد موضوع سود تقسیمی برای جذب سرمایه‌گذار همواره در دوران رکود مهمتر از دوران رونق اقتصادی بوده و می‌توان به اهمیت آن در شرایط فعلی پی برد. اما بررسی افزایش سود تقسیمی برای سرمایه‌گذاران باعث می‌شود که این موضوع را به صورت یک جانبه بررسی کرده و طرف دوم قضیه یعنی شرکت‌ها را نادیده بگیریم. شرکت‌ها برای رشد و توسعه کسب‌وکار خود مسلما به منابع مالی نیاز دارند و عموما برای مراجعه کمتر به بازار پول و کمتر کردن نسبت بدهی در ساختار سرمایه خود تمایل دارند که با پرداخت سود تقسیمی کمتر، منابع مورد نیاز خود را از داخل تأمین کنند. مخصوصا در اقتصادی مانند اقتصاد ما که نرخ بهره بانکی بالاتر از سایر کشورها می‌باشد این مسئله بیشتر نمود پیدا می‌کند و اگر شرکت‌ها درصد تقسیم سود خود را افزایش دهند از این منبع بی‌بهره می‌مانند. با این شرایط راهکار چیست؟ راهکار تقسیم سود نیز سیاستی کوتاه‌مدت است چرا که از یک طرف شرکت برای تأمین مالی خود به مشکل تأمین مالی خارجی برمی‌خورد که دریافت آن مسائل خاص خود را دارد و از طرفی نسبت بدهی خود را افزایش می‌دهد که علامت خوبی در بررسی عملکرد شرکت نیست و آینده چشم‌اندازی آن را تیره می‌کند. از طرفی سرمایه‌گذار پس از دریافت سود تقسیمی پس از مجمع برای ماندگاری در بازار به محرک‌های بیشتری برای سود نیاز دارد.
بنابراین بازار ما به چیزی بیشتر از شوک‌های گه‌گاهی این‌چنینی نیاز دارد. به‌نظر می‌رسد که افزایش کارایی بازار به همراه گسترش فرهنگ آموزش و فرهنگ‌سازی سرمایه‌گذاری بلندمدت و همچنین هدایت کردن نقدینگی عظیم اقتصاد به سمت این بازار و با جلب اعتماد بیشتر به بازار سرمایه می‌توان این مشکل را به صورت جدی‌تری حل کند. می‌توان با افزایش تسهیل پذیرش شرکت‌های بیشتر در بازار سرمایه و مسیرهای دستیابی شرکت‌های حاضر در این بازار جهت رشد و توسعه کسب‌وکار خود، افزایش فروش، شفافیت و گسترش اطلاع‌رسانی چشم‌انداز روشنی از آینده شرکت و سودسازی آن را برای سرمایه‌گذار پدید آورد که همین موضوع باعث افزایش ارزش ذاتی سهام شرکت و امیدواری سرمایه‌گذار جهت کسب سود سرمایه‌ای روبه‌رشد خواهد شد. در چنین بستری می‌توان به ماندگاری حضور سرمایه‌گذار، رونق و توسعه شرکت‌های مدنظر و نبود تأمین مالی از بازار پول و زنده شدن مجدد بازار سرمایه خوش‌بین بود.

الزام فرهنگ‌سازی سرمایه‌گذاری

الزام فرهنگ‌سازی سرمایه‌گذاری

بازار سرمایه ایران در سالی که گذشت عملکرد پرنوسانی را تجربه کرد.

بازار سرمایه ایران در سالی که گذشت عملکرد پرنوسانی را تجربه کرد. هم‌زمان دست و پا زدن این بازار در شرایط نامطلوب و وارد شدن به دوره رکود اقتصادی، باعث شد که دولت، مدیران و مجریان به اتخاذ سیاست‌ها و دستورالعمل‌های مختلفی بپردازند که از طریق آن اندکی از بی‌اعتمادی افزایشی سرمایه‌گذاران، را کم کرده و دوباره افراد را به حضور در این بازار تشویق کنند. سیاست‌های دستوری که اغلب اثر پایدار و مثبتی نداشته و حتی به دلیل بدبینی شدید سرمایه‌گذار اوضاع را بدتر کرده است.
یکی از ویژگی‌های دنیای امروز که باعث توسعه و تحول اقتصادی کشورها شده، سرمایه‌گذاری مجدد سود تقسیمی ایجاد بازارهای کارآمد و قوی سرمایه است. فقدان بازار سرمایه کارا منجر می‌شود که بانک‌ها و مؤسسات در زمینه مالی تنها منبع جمع‌آوری سرمایه‌های اندک و سرگردان موجود در بازار و مکان‌هایی برای تأمین مالی پروژه‌های سرمایه‌گذاری باشند. درحالی‌که مؤسسات و شرکت‌ها برای بدست آوردن منابع مالی نیاز به بازارهای سرمایه‌گذاری پیشرفته‌ای دارند تا علاوه بر وجود بانک‌ها و مؤسسات مالی بتوانند متناسب با ویژگی‌های مؤسسه و شرکت خود و نوع و حجم نیازشان به وجوه مالی یک شیوه مالی مناسب که کمترین هزینه را برای شرکت به همراه داشته باشد انتخاب کنند. درصورت نبود وجود چنین بازارهایی یا ناکارا بودن بازار سرمایه و یا متنوع نبودن روش‌های تأمین مالی و شیوه‌های سازماندهی مبادلات مالی، مؤسسات و شرکت‌ها برای تأمین مالی جهت نیاز امور خود به روش‌هایی رو می‌آورند که علاوه بر مفید نبودن بیشترین هزینه را برای آنها همراه خواهد داشت.
باید گفت که بازارهای مالی بزرگ جهانی که در سطح بالاتری از کارایی قرار دارند همواره عرضه و تقاضا تعیین کننده مسیر بازار بوده و سرمایه‌گذار در بازار سرمایه از دو منبع کسب درآمد می‌کند؛ سود سرمایه‌ای و سود تقسیمی. در بازار سرمایه ما در سالی که گذشت با توجه به افت بسیار شدید قیمت‌ها نسبت به مدت مشابه می‌توان گفت که مورد اول یعنی سود سرمایه‌ای موضوع ترغیب کننده‌ای برای ماندگاری سرمایه‌گذار در بازار نبوده است و اما پارامتر دوم که همان سود تقسیمی می‌باشد یکی از مهم‌ترین موضوعات برای سرمایه‌گذار است که با بررسی آن می‌تواند به بسیاری از عوامل پی ببرد. اخبار مربوط به تقسیم سود و تغییرات سود تقسیمی نسبت به سنوات گذشته برای سهامداران اهمیت به‌سزایی دارد. به‌طوری که در این ارتباط تئوری‌ها و دیدگاه‌های زیادی مطرح شده است. به‌عبارتی سیاست تقسیم سود شرکت به سهامداران و سرمایه‌گذاران پیام می‌دهد که وضعیت مالی شرکت چگونه است. عکس‌العمل بازار نسبت به سود تقسیمی و تغییرات آن، تا حدود زیادی نشان‌دهنده سطح دانش و آگاهی سرمایه‌گذاران و انتظارات بازارسرمایه است. سرمایه‌گذاران به اعلام افزایش سود تقسیمی و پرداخت مجدد سود تقسیمی، واکنش مثبت و نسبت به اعلام کاهش یا قطع کردن سود تقسیمی واکنش منفی نشان می‌دهند.
سرمایه‌گذاران انتظار دارند، تقسیم سود در شرکت به‌گونه‌ای باشد که شرکت از سرمایه‌های موجود به بهترین نحوه ممکن استفاده کند و علاوه بر سودآوری، ارزش شرکت و ثروت سهامداران را افزایش دهند. همچنین پرداخت سود سهام، پیام‌هایی را برای ذینفعان ارسال می‌کند. پرداخت سود سهام هزینه‌های نمایندگی را کاهش می‌دهد و می‌تواند به‌عنوان مکانیسم راهبری شرکت موجب کاهش علامت‌دهی مسائل نمایندگی شود. اعلانات سود سهام بخش‌های مفقود شده اطلاعات را درباره شرکت فراهم می‌کند و سرمایه‌گذاران به شرکتی که اعلام سود سهام مناسب داشته باشد اعتماد بیشتری می‌کنند. در نتیجه مدیران می‌توانند از سیاست پرداخت سود سهام برای تغییر آگاهی سرمایه‌گذاران درباره ریسک‌دار بودن شرکت‌هایشان استفاده کنند.
بررسی‌های آماری نشان می‌دهد که بازده‌های غیرعادی اعلانات افزایش سود سهام طی دوره رکود بیشتر از دوره رونق است و نیز این بحث را مطرح می‌کنند که سرمایه‌گذاران به افزایش سود سهام طی دوره رونق پاسخ کمتری می‌دهند .آشنایی با روش‌هایی تقسیم سود و آگاهی از تأثیر این سیاست بر وضعیت مالی شرکت، فعالیت‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت واحدهای تجاری، کارایی و اثربخشی سیاست تقسیم سود را ارتقاء می‌بخشد. اعمال سیاست تقسیم سود به خصوص در شرکت‌های سهامی به عواملی از قبیل سودآوری فرصت‌های سرمایه‌گذاری، مالیات بر درآمد، ملاحظات و محدودیت‌های قانونی و نقدینگی بستگی دارد. بدین صورت که اگر جریان‌های نقدی زیاد و نیاز به وجوه نقد اندک باشد یعنی فرصت‌های سرمایه‌گذاری سودآور کمتر وجود داشته باشد، شرکت بایستی سود تقسیمی را افزایش دهد و هنگامی که وجوه نقدی در مقایسه با فرصت‌های سرمایه‌گذاری اندک باشد سود تقسیمی را کاهش می‌دهد.
همانطور که گفته شد موضوع سود تقسیمی برای جذب سرمایه‌گذار همواره در دوران رکود مهمتر از دوران رونق اقتصادی بوده و می‌توان به اهمیت آن در شرایط فعلی پی برد. اما بررسی افزایش سود تقسیمی برای سرمایه‌گذاران باعث می‌شود که این موضوع را به صورت یک جانبه بررسی کرده و طرف دوم قضیه یعنی شرکت‌ها را نادیده بگیریم. شرکت‌ها برای رشد و توسعه کسب‌وکار خود مسلما به منابع مالی سرمایه‌گذاری مجدد سود تقسیمی نیاز دارند و عموما برای مراجعه کمتر به بازار پول و کمتر کردن نسبت بدهی در ساختار سرمایه خود تمایل دارند که با پرداخت سود تقسیمی کمتر، منابع مورد نیاز خود را از داخل تأمین کنند. مخصوصا در اقتصادی مانند اقتصاد ما که نرخ بهره بانکی بالاتر از سایر کشورها می‌باشد این مسئله بیشتر نمود پیدا می‌کند و اگر شرکت‌ها درصد تقسیم سود خود را افزایش دهند از این منبع بی‌بهره می‌مانند. با این شرایط راهکار چیست؟ راهکار تقسیم سود نیز سیاستی کوتاه‌مدت است چرا که از یک طرف شرکت برای تأمین مالی خود به مشکل تأمین مالی خارجی برمی‌خورد که دریافت آن مسائل خاص خود را دارد و از طرفی نسبت بدهی خود را افزایش می‌دهد که علامت خوبی در بررسی عملکرد شرکت نیست و آینده چشم‌اندازی آن را تیره می‌کند. از طرفی سرمایه‌گذار پس از دریافت سود تقسیمی پس از مجمع برای ماندگاری در بازار به محرک‌های بیشتری برای سود نیاز دارد.
بنابراین بازار ما به چیزی بیشتر از شوک‌های گه‌گاهی این‌چنینی نیاز دارد. به‌نظر می‌رسد که افزایش کارایی بازار به همراه گسترش فرهنگ آموزش و فرهنگ‌سازی سرمایه‌گذاری بلندمدت و همچنین هدایت کردن نقدینگی عظیم اقتصاد به سمت این بازار و با جلب اعتماد بیشتر به بازار سرمایه می‌توان این مشکل را به صورت جدی‌تری حل کند. می‌توان با افزایش تسهیل پذیرش شرکت‌های بیشتر در بازار سرمایه و مسیرهای دستیابی شرکت‌های حاضر در این بازار جهت رشد و توسعه کسب‌وکار خود، افزایش فروش، شفافیت و گسترش اطلاع‌رسانی چشم‌انداز روشنی از آینده شرکت و سودسازی آن را برای سرمایه‌گذار پدید آورد که همین موضوع باعث افزایش ارزش ذاتی سهام شرکت و امیدواری سرمایه‌گذار جهت کسب سود سرمایه‌ای روبه‌رشد خواهد شد. در چنین بستری می‌توان به ماندگاری حضور سرمایه‌گذار، رونق و توسعه شرکت‌های مدنظر و نبود تأمین مالی از بازار پول و زنده شدن مجدد بازار سرمایه خوش‌بین بود.

سود تقسیمی یا نقدی چه تاثیری بر قیمت سهم دارد؟

یک استاد دانشگاه در سلسه مطالبی با محوریت «درس‌گونه‌هایی از اقتصاد مالی برای فصل مجامع» به تشریح مفاهیم علمی و کاربردی اقتصاد مالی و بازار پول و سرمایه پرداخته که در این گزارش موضوع «اثرگذاری سود تقسیمی یا نقدی بر قیمت سهم» را در یادداشتی اختصاصی برای ایبِنا تشریح کرده است.

h

سود تقسیمی یا نقدی بر قیمت سهمی که سود تقسیمی می پردازد از راههای گوناگون اثرگذار است. در حالیکه گذشته سود تقسیمی یک سهم نقشی کلی و مهم در اعتبار و محبوبیت آن سهم ایفا می‌کند، اعلام و اعلان و پرداخت سود تقسیمی نیز یک اثر خاص و قابل پیش بینی بر روی "قیمت بازار" سهم دارد. اجازه دهید محورهای این بحث کوتاه را فهرست کنیم:

• شرکت‌هایی که بخشی از سود شرکت را تحت عنوان سود تقسیمی یا نقدی بین سهامداران خود توزیع می کنند، علاوه بر آن، این سیگنال را به سهامداران خود مخابره می‌کنند که شرکت از سلامت برخوردار بوده و از رشد سود بهره‌مند است.

• از آنجا که قیمت‌های سهم بیانگر و نماینده جریانات نقدی آتی هستند، جریان سود تقسیمی آینده یک سهم، در قیمت آن سهم گنجانیده شده است و مدل سود تقسیمی تنزل شده (که بعداً درباره آن یادداشتی خواهیم نوشت) کمک خوبی به تحلیل ارزش یک سهم می‌کند.

• بعد از مجمع که تا قبل آن سهامداران شرکت واجد شرایط دریافت سود تقسیمی هستند، نوعاً قیمت مزبور به میزان سود نقدی پرداختی افت می کند تا منعکس کننده این واقعیت باشد که سهامداران جدید استحقاق دریافت آن سود تقسیمی یا نقدی را ندارند.

• سود پرداختی یا پرداخت شده بصورت سهام بجای نقد می‌تواند موجب رقیق شدن (Dilute) سود شرکت شود، که این خود در کوتاه مدت اثر منفی بر قیمت سهم به‌جا می گذارد.

سود تقسیمی چگونه عمل می‌کند؟

برای سرمایه‌گذاران و خریداران سهام، سود تقسیمی یک منبع درآمد بحساب می آید. برای شرکت ناشر سهم، سود تقسیمی یا نقدی روشی برای توزیع مجدد سود بین سهامداران است که بعنوان وسیله برای سپاس از آنها بخاطر حمایت هایشان و تشویق ایشان به سرمایه گذاری بیشتر بکار گرفته می‌شود. همچنین سود تقسیمی خدمت دیگری که می‌کند آنست که موفقیت آن شرکت را اعلام می دارد، چرا که سود تقسیمی از محل "سود انباشته" شرکت پرداخت می شود و تنها توسط شرکتهایی انجام می گیرد که سود قابل توجهی ساخته اند و می توانند بطور مسنجم سود نقدی پرداختی داشته باشند.

اگر یک شرکت بورسی به فرض یک میلیون سهم در دست مردم داشته باشد و اعلام کند که ۵۰ تومان به ازای هر سهم سود نقدی می‌دهد اگر شما ۱۰۰۰ سهم از آن شرکت داشته باشید به شما ۵۰۰۰۰ تعلق می‌گیرد و شرکت در کل ۵۰،۰۰۰،۰۰۰ سود نقدی می‌پردازد. اگر بجای آن ۱۰ درصد "سهم تقسیمی" مطرح باشد همان سرمایه‌گذار ۱۰ سهم اضافی دریافت می‌کند و شرکت در کل ۱۰۰،۰۰۰ سهم جدید توزیع کرده است.

آثار روانی سود تقسیمی:

سهامی که سود تقسیمی منظم و منسجم می پردازند میان سرمایه داران محبوبیت دارند. اگرچه در سهام عادی سود نقدی تضمینی ندارد، باز بسیاری از شرکت‌های بورسی بر خود می‌بالند که سخاوتمندانه پاداشی منسجم و گاهی افزایشی هر سال برای سهامداران خود منظور می‌کنند. آن شرکت‌ها برداشت و تلقی ثبات مالی در سرمایه گذاران نسبت بخود ایجاد کرده و آنها شرکت مزبور را برای سرمایه‌گذاری خوب می‌دانند، این امر بخصوص در میان سرمایه‌گذارانی است که استراتژی "بخر و نگهدار" (buy – and – hold) دارند یعنی آنهایی که به احتمال زیاد از سود تقسیمی پرداختی نفع می‌برند.

وقتی شرکت‌ها گذشته سود تقسیمی خود را به نمایش می‌گذارند، برای سرمایه‌گذاران و خریداران سهم خود جذابیت بیشتری بوجود می‌آورند. با خرید سهم توسط سرمایه‌گذاران بیشتر برای بهره‌مندی از این مزیت مالکیت بخشی از شرکت بوسیله سهم، طبیعی است قیمت آن سهم افزایش یابد و این امر موجب تقویت این باور می‌شود که سهم مزبور از قدرت خوبی برخوردار است. اگر شرکتی سود نقدی بالاتر از نرمال آن اعلام کند، تمایل هیجانی عموم ممکن است قیمت آن سهم را بشدت بالا برد.

برعکس، وقتی شرکتی بطور سنتی سود نقدی کمتر از نرمال می‌پردازد یا اصلاً سود تقسیم نمی‌کند، امکان دارد این امر به عنوان علامتی از حال بد شرکت بحساب آید. مردم شاید بگویند شرکت مزبور سودها را جای دیگری صرف می‌کند و قاعده چراغ را در مورد مسجد و خانه رعایت نمی‌کند، شاید حقیقت آن باشد که شرکت مزبور سودها را می‌خواهد برای تأمین مالی پروژه های توسعه خود بکار برد، ولی تلقی و برداشت بازار از این وضعیت همیشه قدرتمندتر از حقیقت است. بسیاری از شرکت‌ها با سختی و سعی و تلاش می کوشند سود تقسیمی منسجمی بپردازند تا از ترس و هراس و دلهره سرمایه گذاران جلوگیری کنند چرا که شانه خالی کردن از پرداخت سود نقدی را موجب بدبینی‌ها و عواقب منفی روحی و روانی در سرمایه گذاران می‌دانند. به هرحال توجه به روانشناسی بازار سهام در این مورد نیز نیازی حیاتی است.

اثرگذاری سود تقسیمی اعلامی بر قیمت سهم:

قبل از توزیع سود تقسیمی، شرکت ناشر سهم می‌بایست میزان آن سود تقسیمی یا نقدی را اعلام و زمان پرداخت آنرا مشخص کند. همچنین باید اعلام شود که آخرین تاریخی که سهام را می‌توانند بخرند تا بتوانند سود تقسیمی دریافت کنند چه روزی است. این زمان (ex-dividend) عموماً روز قبل از مجمع است که شرکت لیست سهامداران خود را نهایی می‌کند.

اعلام و اعلان سود تقسیمی طبیعتاً سرمایه گذاران را به خرید سهم تشویق می کند. زیرا سرمایه گذاران مطلع می شوند که با خرید آن سهم قبل از مجمع عمومی شرکت سود تقسیمی یا نقدی دریافت می کنند، و این در چشم و دل سرمایه گذاران "ارزندگی" سهم را بالا می برد.

این امر موجب می‌شود که قیمت سهم از روزهای قبل از مجمع عمومی تا یکروز به مجمع مانده روند صعودی بخود بگیرد. در کل، افزایش مزبور حدود میزان مبلغ سود تقسیمی است، ولی باید دانست که تغییرات قیمت سهم بر پایه فعالیت و قوای بازار شکل می‌گیرد نه یک سازمان یا وزارت خانه حکومتی.

در روز قبل از مجمع سرمایه‌گذاران با افت قیمت سهم به میزان سود تقسیمی یا نقدی مواجه می‌شوند و لذا باید روی این واقعیت حساب کنند که سرمایه‌گذاران جدید که استحقاق دریافت سود نقدی را ندارند تمایلی هم به خرید نشان نمی‌دهند. هرچند اگر بازار بطور خاص این خوش بینی را داشته باشد که قیمت‌ها تا قبل از مجمع بالا می روند، قیمت سهام حتی می‌تواند از میزان واقعی سود تقسیمی یا نقدی هم بیشتر بالا رود، باوجود کاهش اتوماتیک‌وار خود. اگر سود نقدی مبلغ کمی باشد، کاهش مزبور ممکن است حتی به چشم هم نیاید بخاطر کم و زیاد شدن عادی معاملات بورس. اثرگذاری سود تقسیمی بصورت سهام، آثاری همچون سود نقدی در بر دارد. سود تقسیمی به صورت سهم تعداد سهام در دست مردم را افزایش می‌دهد ولی ارزش شرکت ثابت باقی می‌ماند، این سهام تقسیمی ارزش اسمی سهام عادی را رقیق می کند و لذا قیمت سهم کاهش می یابد.

هرچه قرار شد درباره مدل سود تقسیمی تنزیل شده برای دستیابی به قیمت یک سهم بعداً یادداشتی عرضه شود، دریغم می آید در پایان این بحث اشاره بدان نشود. در کتاب "اقتصاد مالی" اینجانب شرح کشافی درباره تعیین قیمت یک سهم به کمک مدلهای گوناگون آورده شده است.

مدل سود تقسیمی تنزیل شده :

مدل سود تقسیمی تنزیل شده (DDM) که به مدل رشد گوردن (GGM) نیز معروف است فرض را بر آن می گذارد که ارزش یک سهم مجموع "ارزش فعلی" یا حال تمامی سودهای تقسیمی آتی آنست. این یک روش متداول برای ارزش گذاری است که توسط تحلیل گران و سرمایه گذاران "بنیادی" و "سرمایه گذاران ارزشی"* (Value investors) بطور گسترده بکار گرفته می شود. به زبان ساده در تئوری اقتصاد مالی، یک شرکت سرمایه‌گذاری مجدد سود تقسیمی دارایی های خود را بر کسب بازده های آتی سرمایه گذاری می کند تا بتواند بخشی از آن بازده ها را که لازم است برای رشد و توسعه و خط جدید تولید و یا محصول جدید نگه دارد و باقیمانده آن بازده ها را بصورت سود تقسیمی یا نقدی به سهامداران خود برگرداند و بین آنها توزیع کند. بر طبق DDM، ارزش یک سهم بصورت یک کسر با نسبت محاسبه می شود، کسری که صورت آن سود تقسیمی یا نقدی سال بعد و مخرج آن "نرخ تنزیل" منهای نرخ رشد سود نقدی است. برای بکارگیری این مدل، شرکت موردنظر می بایست سود پرداختی داشته باشد و آن سود تقسیمی می باید با نرخ منظمی در بلند مدت رشد کند. همچنین برای اینکه مدل از اعتبار برخوردار باشد نرخ تنزیل می بایست بیشتر از نرخ رشد سود تقسیمی باشد.

سود تقسیمی انتظاری هر سهم = EDPS

نرخ بازده درخواستی یا (نرخ تنزیل) یا هزینه یا قیمت تمام شده سرمایه سهم = CCE

نرخ رشد سود تقسیمی = DGR

DDM با تحلیل خود به تعیین ارزش یک سهم تنها بر مبنای درآمد انتظاری آتی ناشی از محل سود نقدی می پردازد. بر طبق DDM، سهام فقط ارزش خود را از درآمد خلق شده از پرداختی های سود تقسیمی یا نقدی آینده آنها بدست می آورند.

یکی از محافظه کارانه ترین مترها و معیارها برای تبیین ارزش سهام همین مدل است، چرا که در تئوری مالی میزان زیادی مفروضات برای پرداختی های سود تقسیمی شرکت لازم دارد و نیازمند الگوهای رشد شرکت و نرخ های بهره است. طرفداران آن بر این باورند سود نقدی آتی پیش بینی شده تنها متغیر وابسته به "ارزش ذاتی" سهم است.

DDM برای تحلیل و کاربرد به سه قطعه از داده ها نیاز دارد. میزان سود تقسیمی پرداختی جاری یا اخیر شرکت، نرخ رشد سودهای تقسیمی یا نقدی پرداخت شده شرکت در گذشته و "نرخ بازده درخواستی یا مورد نظر سرمایه گذار" یعنی حداقل مبلغی که سرمایه گذار قبول می کند بگیرد تا بجای نرخ بهره یا سود بدون ریسک به بازار سهام که ریسکی است رو آورد.

نکته آخر آنکه : در حالیکه مدل تنزیل سود تقسیمی نگرشی منسجم برای کاربرد درآمد آتی از سود تقسیمی فراهم آورده، ولی بعنوان یک ابزار جهت ارزش گذاری سهام این کاستی را دارد که از منبع مهم دیگر درآمد سهامداران یعنی "عایدی سرمایه" (Capital gain) غافل مانده است.

* سرمایه گذاری ارزشی بدان استراتژی سرمایه گذاری می گویند که سرمایه گذاران در پی سهامی هستند که زیر "قیمت ذاتی" یا بنیادی آنها و یا کمتر از "ارزش دفتری" (book value) آنها معامله می شود.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.