نسبت ریسک به پاداش چقدر است؟




هر حرکتی در بازار بر الگو تاثیر می گذارد اگر حرکت خفیف باشد انتظار برگشت به حالت تعادل می رود اما حرکت تیز میل به فرار از حالت تعادل دارد.

الگوی پرچم در ارز دیجیتال چیست؟

در دنیای تحلیل تکنیکال، الگوهای زیادی وجود دارد که معامله گران می‌توانند از آن‌ها برای شناسایی فرصت‌های سودآور در بازارها استفاده کنند. با این حال کریپتو یک بازار بی ثبات است و معامله گران تازه کار، یا حتی معامله گران با تجربه که پیچیدگی‌های این بازار را درک نمی‌کنند، اغلب با پرچم‌های نزولی مواجه می‌شوند. پرچم‌های صعودی نشانه‌ای برای اجرای صعودی ارز دیجیتال است و می‌توان آن را در مقاطع مختلف زمانی روی هر دارایی رمزنگاری مشاهده کرد. بنابراین اگر مایلید کمی ریسک کنید و با پرچم‌ها سود‌های بزرگی به دست آورید، بازدهی عالی در سرمایه ‌گذاری خود خواهید داشت. در این مطلب قصد داریم در ابتدا با انواع الگوی پرچم ارز دیجیتال، تفاوت ها و شباهت ها ، معایب و مزایا و نحوه معامله با توجه به نسبت ریسک به پاداش چقدر است؟ این الگوها بپردازیم.

الگوی پرچم در ارز دیجیتال چیست؟

یک الگوی نمودار پرچم زمانی ایجاد می‌شود که بازار پس از یک حرکت بزرگ به محدوده کوچک بازگردد. در بیشتر مواقع، زمانی که یک پرچم می‌شکند، این کار را به گونه‌ای انجام می‌دهد که الگوی قبلی را ادامه می‌دهد. نوارهای قیمت از پنج تا پانزده یک پرچم معمولی را تشکیل می‌دهند که ممکن است در هر بازه زمانی مشاهده شود.

الگوی پرچم نزولی

پرچم نزولی کاهش سریع حجم در یک تحول منفی است که زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت دارایی پایه با حرکت جانبی به سمت قیمت بالاتر روی حجم ضعیف‌تر قبل از سقوط ناگهانی به پایین‌ترین سطح جدید در حجم قوی‌تر، باز می‌گردد.

یک روند نزولی برای ایجاد یک الگوی پرچم نزولی و به دنبال آن یک توقف خط روند یا تثبیت استفاده می‌شود. میله پرچم به یک حرکت رو به پایین قدرتمند اشاره دارد، در حالی که پرچم به یک تحکیم اشاره دارد. الگوی نمودار دو بخش دارد که به عنوان "پرچم نزولی" شناخته می‌شود. میله‌های پرچم همیشه رو به پایین هستند و پرچم‌ها همیشه در یک جهت قرار دارند.

الگوی پرچم نزولی

می‌توانید به راحتی نشانه‌های فروش پرچم نزولی را شناسایی کنید. شکست زیر پرچم زمان مناسبی برای عکس العمل نشان دادن است. شکست پرچم نشان می‌دهد که رکود در شرف ادامه است.

الگوهای نمودار معاملاتی در اندازه‌های مختلف ظاهر می‌شوند، که یک واقعیت اجتناب ناپذیر است. در نتیجه، هرگز یک جفت طرح پرچم نزولی وجود نخواهد داشت که دقیقاً یکسان باشد. هنگامی که الگوهای نمودار پرچم صعودی و پرچم نزولی را ایجاد کردیم، می‌توانیم ببینیم که وقتی می‌بینیم قطب پرچم بالاتر است، چگونه بازار حرکت می‌کند.

با تکیه بر تحلیل های صحیح ناشی از توجه به الگوهای پرچم می توانید به سودهای بزرگی دست پیدا کنید.


با تکیه بر تحلیل های صحیح ناشی از توجه به الگوهای پرچم می توانید به سودهای بزرگی دست پیدا کنید.


مهم ترین تفاوت بین پرچم صعودی و پرچم نزولی

چندین تشکل پرچم مختلف در پرچم صعودی و پرچم نزولی وجود دارد که توسط دوره تثبیت که "پرچم" است شکل می‌گیرد. در کل، ما تفاوت ها و نحوه تجارت آن‌ها را شناسایی خواهیم کرد.

تفاوت بین الگوی پرچم صعوی و نزولی نسبتاً ساده است. در واقع آن‌ها آینه‌ای از خودشان هستند. پرچم صعودی یک الگوی نمودار صعودی است که در آن شاهد افزایش قیمت (به شدت و بدون توجه به بازه زمانی) خواهید بود. به دنبال آن تثبیت و سپس شکست برای ادامه صعودی نیز وجود دارد. همچنین دقت داشته باشید پرچم صعودی معمولاً به عنوان الگوی شکست استفاده می‌شود.

یک پرچم از این نظر متفاوت است که معمولاً یک سناریوی 50/50 است. می‌تواند پایین بیاید، یا می‌تواند بالا برود. پرچم صعودی به طور معمول یک راس تشکیل نمی‌دهد و کاملاً متقارن نیست. یک پرچم صعودی اغلب به جای تثبیت افقی و همسطح، یک مسیر نزولی دارد.

پرچم صعودی و نزولی چه چیزی را نشان می دهند؟

الگوی پرچم صعوی و نزولی هر دو چیزهای مشابهی را همچون تجمع فعالان بازار در جهات مختلف نشان می‌دهند. این بدان معنا است که وقتی حرکتی در هر جهتی از بازار وجود دارد، اگر حرکت ضعیف باشد انتظار بازگشت به تعادل را دارید. حرکتی که تیز، بالا یا پایین باشد، از تعادل فرار می‌کند.

در سناریوی پرچم نزولی، شاهد بالا رفتن بازار هستید، سپس خود پرچم تشکیل می‌شود. اگر حرکت به سمت بالا ضعیف بود، آن گاه بازگشت مجدد اتفاق می‌افتد و بازگشت به تعادل را مشاهده می‌کردید. در عوض، انباشتگی را در یک محدوده دریافت می‌کنید، به این معنی که تعادل جدیدی ایجاد می‌شود و خریداران آن قدر قوی هستند که هر گونه فروش را حفظ کنند.

در سناریوی پرچم نزولی ، شاهد کاهش شدید قیمت و به دنبال آن انباشت فروشنده در پایین ترین سطح حرکت خواهید بود. این سیر بسیار نزولی است زیرا خریداران نمی‌توانند قیمت را به جایی که از آن آمده، برگردانند. در عوض، فروشندگان به یک موقعیت اضافه می‌کنند. سپس جنبه منفی برای فروش دیگری باز خواهد شد که این نشان دهنده کنترل قوی فروشنده است.

از نظر معامله گران، الگوی پرچم صعودی یکی از محبوب‌ترین الگوهای ادامه ‌دهنده هستند، زیرا فرصتی عالی برای ورود به یک روند از قبل ایجاد شده فراهم می‌کنند. این به این دلیل است که تشکیلات پرچم همگی تقریباً مشابه هستند و اغلب این کار را در تنظیمات قابل مقایسه با روند فعلی انجام می‌دهند.

قابلیت اطمینان الگو مانند هر الگوی دیگری است و شما نمی‌توانید به سادگی یک الگو را معامله کنید و انتظار داشته باشید که کار کند. در واقع باید یک استراتژی ورود و خروج بر اساس خود الگو داشته باشید. قرار دادن یک احتمال روی الگوی کار نسبتا سختی است.

با این حال، درک چرایی و چگونگی شکل‌های الگو به معامله ‌گران اجازه می‌دهد تا الگوها را با موفقیت مرور کنند. ساختار الگوی پرچم صعودی بسیار ساده است و شما می‌توانید الگو را در هر بازه زمانی که خواستید، مشاهده کنید.

هر حرکتی در بازار بر الگو تاثیر می گذارد اگر حرکت خفیف باشد انتظار برگشت به حالت تعادل می رود اما حرکت تیز میل به فرار از حالت تعادل دارد.



هر حرکتی در بازار بر الگو تاثیر می گذارد اگر حرکت خفیف باشد انتظار برگشت به حالت تعادل می رود اما حرکت تیز میل به فرار از حالت تعادل دارد.


نحوه معامله پرچم صعودی

برای معامله گران و سرمایه گذاران تازه کار سیگنال ارز دیجیتال معمولاً مقداری دشوار است که پرچم صعودی را روی نمودار تشخیص دهند. اما چندین چیز وجود دارد که هر کسی می‌تواند برای بهره‌مندی از این روند به آن‌ها توجه کند. اولاً، این الگو کاملاً روی حجم است، بنابراین مراقب آن باشید. شاخص‌های موفقیت یک شکست نیز ممکن است با میزان فعالیت در بازار تأیید شود.

مهم ترین مزایای الگوی پرچم صعودی

  • الگوی پرچم صعودی یک شاخص قابل اعتماد برای پیش بینی ادامه روند نزولی است.
  • این الگو برای انجام معاملات کوتاه سودآور مفید است.
  • نحوه معامله در الگوی پرچم صعودی چندان دشوار نیست.
  • پرچم‌ها الگوهای ادامه ای هستند که به معامله گران کمک می‌کنند تعیین کنند که در حال حاضر در چه مرحله‌ای از روند هستند.
  • وقتی یک پرچم با روند صعودی شکسته می‌شود، می‌توان از یک تراکنش استفاده کرد.
  • می‌توان در هر بازه زمانی و هر سبک معاملاتی معامله کرد.
  • خطرات به راحتی قابل شناسایی هستند.

مهم ترین معایب الگوی پرچم صعودی

  • درست مانند هر نشانگر دیگری، پرچم صعودی می‌تواند غیر قابل اعتماد باشد.
  • سرمایه ‌گذارانی که ترجیح می‌دهند از معاملات پرخطر اجتناب کنند، فرصت‌های محدودی برای کسب سود بزرگ در هنگام استفاده از این الگوی نمودار خواهند داشت.
  • گاهی اوقات این الگو می‌تواند یک شکست کاذب ایجاد کند.
  • احتمال این امر وجود دارد که الگو حرکت آینده را تضمین نکند.
  • توسعه این الگو ممکن است زمان ببرد، و حتی ممکن است هفته‌ها تا ماه‌ها طول بکشد تا تایید شود.

الگوی پرچم‌های صعودی چقدر قابل اعتماد هستند؟

الگوی پرچم صعودی یک شاخص قابل اعتماد برای پیش بینی ادامه روند نزولی است. با این حال، کاملا دقیق نیست و گاهی اوقات می‌تواند گمراه کننده باشد، بنابراین باید در ترکیب با سایر شاخص‌های معاملاتی استفاده شود.

میزان دوام الگوی پرچم صعودی و نزولی

الگوهای پرچم صعودی می‌توانند برای روزها یا حتی هفته ها دوام بیاورد. با این حال، شایان ذکر است که هر چه مرحله تثبیت طولانی‌تر باشد، الگوی قابل اعتماد کمتری می‌شود. به طور کلی پرچم‌های صعودی 2-5 روز دوام دارند در حالی که پرچم‌های نزولی 5-15 روز دوام می‌آورند. بنابراین، بهتر است زمانی وارد معاملات شوید که مرحله تجمیع نسبتاً کوتاه است.

روند نزولی به وضوح تعریف شده است که به عنوان نقطه شکست عمل می‌کند. به عنوان مثال، در الگوی پرچم صعودی، می‌توانید ببینید که خط روند به خوبی مشخص است. بنابراین، هنگامی که در نهایت شکست، قیمت افزایش یافت می‌توانید مشاهده کنید که چگونه خط پیوند به خط رد شده به سمت بالا حرکت می‌کند.

توجه به این که در صورت عدم موفقیت راه‌اندازی، هنگام معامله با الگوی پرچم نزولی، کجا باید از معامله خارج شد. نقطه‌ای در نمودار که در آن متوجه می‌شوید که این تنظیمات دیگر جواب نمی‌دهد و زمان آن فرا رسیده است.

این تراکنش را می‌توان به روش‌های مختلفی انجام داد که قرار دادن استاپ ضرر خود در زیر ناحیه تثبیت، رایج ترین روش موجود است. توجه داشته باشید کسانی که کار احراز هویت بایننس را انجام داده‌اند، معمولا آشنایی بیشتری با این الگوها دارند و می‌توانند بهتر اقدامات لازم را انجام دهند.

به محض این که یک معامله جدید به سمت سود منتهی شد، توقف خود را تا نقطه سر به سر افزایش دهید. اکنون که تجارت بدون ریسک دارید، احساس امنیت بیشتری خواهید کرد. پس از رسیدن قیمت به 75 درصد شکاف بین اهداف ریسک و پاداش، بنشینید و استراحت کنید. اکنون گزینه انحلال موقعیت را به یک‌باره خواهید داشت.

 تحلیل الگوهای پرچم اغلب دشوار است اما روند ادامه دهنده الگوها به معامله گر امکان تحلیل مرحله دیگر این روند را می دهد.


تحلیل الگوهای پرچم اغلب دشوار است اما روند ادامه دهنده الگوها به معامله گر امکان تحلیل مرحله دیگر این روند را می دهد.

نحوه مدیریت ریسک

مدیریت ریسک در هر استراتژی معاملاتی بسیار مهم است، بنابراین باید درک کنید که ریسک شما کجاست و می‌توانید از آن برای تعیین اندازه موقعیت استفاده کنید. برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر در مورد مدیریت ریسک نیز می‌توانید از افراد باتجربه در این زمینه راهنمایی بگیرید.

اگر همه مواد در جای خود باشند، این الگو برای تجارت چالش برانگیز در نظر گرفته می‌شود. یک الگوی کلاسیک پرچم صعودی زمانی شکل می‌گیرد که اصلاحی به 38.2 درصد برسد. در نتیجه، نسبت ریسک به پاداش کاملاً مطلوب است.

چگونه هدف سود پرچم صعودی را اندازه گیری کنیم؟

بهترین راه برای اندازه گیری هدف سود استفاده از خطوط کانال پرچم صعودی بالاتر و پایین تر و استفاده از فاصله برای تعیین هدف سود مورد انتظار است.

مراحل لازم برای شناسایی الگوی پرچم صعودی

  1. قطب پرچم را پیدا کنید که نمایانگر کاهش اولیه است، که می‌تواند شیب دار یا به آرامی شیبدار باشد.
  2. اگر دارایی به حرکت در جهت ادغام ادامه دهد، بعید است که نمودار الگوی پرچم صعودی را تشکیل دهد، زیرا روند قطب پرچم به معکوس ادامه داده است.
  3. نقطه ای که حرکت قیمت، پرچم را می شکند، معمولاً زمانی است که معامله گران سفارش های خود را انجام می دهند. طول میله پرچم معمولاً برای محاسبه هدف سود استفاده می شود، اگرچه یک استراتژی محافظه کارانه تر استفاده از ارتفاع میله پرچم به جای آن است.

پرچم صعودی در مقابل پرچم نزولی: چگونه الگوهای پرچم را معامله کنیم؟

مهمترین جزء هر تجارت الگوی پرچم ورودی است. درک این نکته ضروری است که فقط به دلیل اینکه پرچم‌ها الگوهای ادامه‌ای هستند، به این معنی نیست که شما باید بلافاصله پس از شناسایی آن، وارد معامله شوید.

چگونه یک الگوی پرچم صعودی را معامله کنیم؟

اکثر معامله گران از طرف مقابل الگوی پرچم به عنوان توقف ضرر برای محافظت از خود در برابر حرکت قیمت در جهت دیگر استفاده می کنند. فرض کنید یک الگوی پرچم صعودی برای BTC/USDT شناسایی کرده‌اید، اگر خط روند بالا 43000 دلار و خط روند پایین 40000 دلار باشد، در این صورت می‌خواهید حد ضرر خود را در نقطه ای زیر 40000 دلار قرار دهید.

طول قطب پرچم معمولاً برای محاسبه هدف سود استفاده می‌شود. فرض کنید یک الگوی پرچم صعودی برای BTC/USDT شناسایی کرده اید، اگر 1000 دلار تفاوت وجود داشته باشد و نقطه ورود 43000 دلار باشد، هدف سود 44000 دلار محاسبه می شود.
داشتن یک هدف قیمتی معقول برای الگوی سر و شانه ارز دیجیتال بسیار مهم است زیرا اگر خیلی خوشبین باشید، ممکن است قبل از این که بتوانید سود خود را ادعا کنید، قیمت معکوس حرکت می‌کند.
مانند بسیاری از تحلیل‌های تکنیکی، بهترین نتایج را از الگوی پرچم صعوی یا نزولی با اعمال آن‌ها در نمودارهای بلندمدت دریافت خواهید کرد زیرا زمان بیشتری برای در نظر گرفتن استراتژی خود و تجزیه و تحلیل عملکرد قیمت خواهید داشت.

معامله گران از الگوی پرچم برای توقف ضرر و محافظت از سرمایه خود استفاده می کنند.


معامله گران از الگوی پرچم برای توقف ضرر و محافظت از سرمایه خود استفاده می کنند.

سخن پایانی

حتی زمانی که شکل گیری یک الگوی پرچم آشکار است، هیچ تضمینی وجود ندارد که قیمت کانال سیگنال ارز دیجیتال در جهت مورد انتظار حرکت کند. این امر به ویژه در مورد بازار ارز دیجیتال صدق می‌کند که نسبت به بازارهای دارایی سنتی بسیار نوسان و غیرقابل پیش بینی تر است. دقت داشته باشید الگوهای پرچم زمانی بهترین عملکرد را دارند که همراه با سیگنال‌ها و اندیکاتورهای تجاری اضافی استفاده شوند. پرشین الیت که جزو بهترین و محبوب ترین سامانه‌های جامع سیگنال ارز دیجیتال است، می‌تواند در این زمینه به شما کمک کند تا راحت‌تر معامله مورد نظرتان را انجام دهید و سود زیادی به دست آورید.

الگوی پرچم صعودی و پرچم نزولی، از مهم ترین الگوهای تحلیل تکنیکال

الگوی پرچم صعودی و پرچم نزولی

الگوی پرچم صعودی و پرچم نزولی ، الگوهای ادامه‌دهنده‌ای هستند که امکان انجام تحلیل تکنیکال روی هر دارایی برای گرفتن تصمیمات مالی درست را به معامله گران و سرمایه‌گذاران می‌دهد. این الگوها وقتی شکل می‌گیرند که قیمت یک دارایی در کوتاه‌مدت برعکس روند غالب بلندمدت حرکت کند. الگوهای پرچم برای پیش‌بینی ادامه‌دار بودن روند کوتاه‌مدت از نقطه‌ای که در آن قیمت تثبیت‌شده استفاده می‌شود. پرچم‌ها بسته به روند قبل از شکل‌گیری یک شکل، می‌توانند گاوی یا خرسی باشند. بیایید نگاه دقیق‌تری به الگوهای گاوی و خرسی بیندازیم.

الگوی پرچم صعودی و نزولی چیست؟

قبل از بررسی الگوی پرچم صعودی و پرچم نزولی درباره خود الگوی پرچم توضیح می‌دهیم.

الگوی پرچم

الگوی پرچم یک الگوی ادامه‌دهنده تحلیل تکنیکال است. این الگو زمانی تشکیل می‌شود که بازار بعد از یک حرکت شدید به حالت معکوس خود وارد می‌شود. اکثر مواقع، وقتی پرچم شکسته می‌شود، به مسیری که قبل از تشکیل پرچم داشته ادامه می‌دهد. زمانی که قیمت به حالت اصلاح و تثبیت وارد می‌شود، زمان شکل‌گیری پرچم است.

الگوهای پرچم می‌توانند در هر بازه زمانی کوتاه یا بلندمدت تشکیل شوند.

الگوی پرچم صعودی چیست؟

الگوی پرچم صعودی (Bull Flag) وقتی تشکیل می‌شود که روندی با حجم بالا در حال صعود است (تشکیل میله پرچم) و در نقطه‌ای قیمت شروع به نزول با شیب کم می‌کند و حالت نوسانی دارد. قیمت در این محدوده تثبیت می‌شود. این قسمت خود پرچم را شکل می‌دهد. بعد از تشکیل پرچم، قیمت دوباره به‌صورت صعودی درمی‌آید.

الگوی پرچم صعودی و پرچم نزولی

پس الگوی پرچم صعودی ناشی از یک حرکت صعودی پرشیب و سپس یک بازه تثبیت قیمت است. در اکثر الگوهای پرچم، موقع شکل‌گیری پرچم، حجم افزایش یافته و در زمان تثبیت قیمت کم می‌شود. درنهایت الگوی پرچم با افزایش دوباره حجم به پایان می‌رسد که می‌تواند نشان‌دهنده بازگشت خریداران باشد.

الگوی پرچم نزولی چیست؟

الگوی پرچم نزولی (Bear Flag) برعکس الگوی پرچم صعودی (Bull Flag) از یک حرکت نزولی پرشیب و سپس یک بازه تثبیت قیمت به شکل نسبتاً صعودی تشکیل می‌شود. موقع شکل‌گیری پرچم، با کاهش حجم مواجهیم و در زمان تثبیت قیمت، افزایش حجم داریم. درنهایت الگوی پرچم با کاهش دوباره حجم به پایان می‌رسد و به الگوی نزولی خود برمی‌گردد.

الگوی پرچم صعودی و پرچم نزولی

در تصویر زیر مثالی از حرکت سهام شرکت آمازون را در چارت 5 دقیقه‌ای می‌بینید. حرکت اصلی صعودی بوده و در بازه کوتاهی متوقف می‌شود که خود پرچم را شکل می‌دهد. شکست آن باعث حرکت 100دلاری سهام می‌شود.

الگوی پرچم صعودی و پرچم نزولی

مثالی از پرچم نزولی

الگوی پرچم نزولی (Bear Flag) از یک سری کندل قرمز با شیب بالا و سپس یک دوره استراحت و تثبیت قیمت که معمولاً شیب افزایشی دارد و سپس شکست قیمت و به دنبال آن، کاهش مجدد قیمت‌ها ایجاد می‌شود.

الگوی پرچم صعودی و پرچم نزولی

مزایا و معایب الگوی پرچم نزولی

همان‌طور که پیش‌تر گفتیم، الگوی پرچم صعودی و پرچم نزولی هردو یک الگوی ادامه‌دهنده است که تریدرها به کمک آن می‌توانند تعیین کنند روند نزولی فعلی در چه مرحله‌ای قرار دارد. به بیان دقیق‌تر، پرچم به ما می‌گوید نسبت ریسک به پاداش چقدر است؟ که با افزایش فشار خریداران، فاز تثبیت قیمت به اتمام رسید است. نقطه شکست نیز، سطح دقیق تعریف شده را به ما می‌دهد که در مثال زیر خواهید دید.

در حالت کلی، پرچم نزولی یک الگوی تکنیکال قوی است. بخصوص وقتی اصلاح قیمت در حدود 38.2درصد رخ می‌دهد. بنابراین اصلی‌ترین مزیت آن نسبت ریسک به پاداش جذابی است که دارد چراکه سطوح آن کاملاً تعریف‌شده‌اند.

ضعف این الگو در این است که فاز تثبیت و اصلاح قیمت می‌تواند باعث تغییر جهت روند شود. ممکن است با طولانی شدن این فاز، خریداران هم تحرک خود را از دست بدهند و فروشندگان با این فکر که این فاز، تثبیت و اصلاح نیست بیشتر شوند اما جریان، برعکس این است.

بنابراین پیشنهاد می‌شود روی الگوهای پرچمی که فاز تثبیت و اصلاح آن‌ها بلند و متلاطم است و نیز آن‌هایی که تا بیش از 50درصد گسترش می‌یابند وارد نشوید.

مزایا و معایب الگوی پرچم صعودی

در الگوی پرچم صعودی (Bull Flag) به‌عنوان یک قانون کلی هرگز توصیه نمی‌شود روی یک قیمت تصادفی و به امید افزایش آن خرید کنید بلکه منتظر شکستن یک مقاومت یا کاهش قیمت باشید. الگوی پرچم صعودی موجب ساده‌تر شدن معامله بعد از شکست پرچم و ادامه صعود می‌شود. نقطه شکست، زمان مناسبی برای معامله است.

روی‌هم‌رفته این الگو، تا وقتی همه‌چیز خوب پیش برود، الگوی قدرتمندی برای ترید است. بخصوص اگر اصلاح قیمت در سطح 38.2درصد به پایان برسد و روند به حالت صعودی برگردد. به‌این‌ترتیب نسبت ریسک به پاداش خوبی دارد.

ازدیگرسو، همانند الگوی پرچم خرسی اگر اصلاح تا زیر 50درصد دسته پرچم ادامه یافت، ممکن است جریان معکوس شود و هیچ‌گاه به حالت صعودی برنگردد. قوی‌ترین اصلاحات پرچم‌های صعودی در سطح 38.2درصد رخ می‌دهد.

مقایسه پرچم نزولی و پرچم صعودی

الگوی پرچم صعودی و پرچم نزولی به‌عنوان دو نوع الگوی پرچم، هر دو الگوهای ادامه‌دهنده و معکوس هم هستند که تنها در موارد زیر تفاوت دارند:

  1. روند رو به پایین و روند رو به بالا: پرچم صعودی و پرچم نزولی، هر دو الگوهای ادامه‌دهنده‌ای هستند که وقتی قیمت سهام یا دارایی از روند از قبل تعیین‌شده به یک کانال موازی پولبک می‌کند تشکیل می‌شوند.
  2. پرچم صعودی در هنگام افزایش شدید و قوی ارزش دارایی رخ می‌دهد و نشان‌دهنده یک تحول مثبت است.
  3. پرچم نزولی نشان‌دهنده کاهش با شتاب حجم و قیمت و نیز یک علامت منفی است.
  4. رفتار الگوی پرچم صعودی و پرچم نزولی شامل سطوح حمایت و مقاومت، شکل پرچم، میله پرچم، نقاط شکست و هدف قیمت مشابه هم هستند.

الگوی پرچم صعودی و پرچم نزولی

نحوه معامله با شناخت نسبت ریسک به پاداش چقدر است؟ الگوهای پرچم نزولی و پرچم صعودی

مهم‌ترین مؤلفه ترید الگوی پرچم صعودی و پرچم نزولی، نقطه ورود است. به‌طورکلی توصیه می‌شود که قبل از هرگونه سفارش خرید یا فروش، منتظر کندلی بمانید که در نقطه بالاتر از نقطه شکست بسته می‌شود. اکثر تریدرها روز بعد از شکست قیمت و بسته شدن آن در خط موازی بالاتر از خط روند، به الگوی پرچم وارد می‌شوند.

ممکن است تریدرهای روزانه، نقطه ورود خود را چند کندل بعد از تریدهای کوتاه‌مدت‌تر قرار دهند اما در این حالت ریسک دریافت سیگنال اشتباه بالاتر می‌رود. باید در نظر داشته باشید که چون الگوهای پرچم الگوهای ادامه‌دهنده هستند نباید بعد از تشخیص این الگو به‌سرعت وارد آن شوید.

شما می‎توانید پس از شناخت این الگوها با ثبت نام و احراز هویت در صرافی کیوسک به معامله ارزهای دیجیتال بپردازید.

نحوه معامله با الگوی پرچم صعودی

در مقایسه با سایر الگوهای تحلیل تکنیکال، معامله با الگوی پرچم صعودی (Bull Flag) راحت‌تر است چراکه استراتژی معامله بر اساس شکل پرچم ایجاد می‌شود. هر الگوی پرچم صعودی که برای معامله خوب باشد از این دو مؤلفه تشکیل‌شده:

  1. حد ضرر: اکثر تریدرها از جهت معکوس الگوی پرچم به‌عنوان حد ضرر برای حفاظت از خودشان در مقابل حرکت قیمت در جهت مخالف استفاده می‌کنند. فرض کنید الگوی پرچم صعودی را برای BTC/USDT تشخیص داده‌اید، اگر خط روند بالایی، 43.000دلار و خط روند پایینی، 40.000 دلار باشد، باید حد ضرر خود را زیر 40.000دلار قرار دهید.
  2. نقطه هدف سود: معمولاً از طول دسته پرچم برای محاسبه هدف سود استفاده می‌شود. فرض کنید یک الگوی پرچم نزولی را برای BTC/USDT تشخیص داده‌اید، اگر 1000 دلار اختلاف داشتن باشند و نقطه ورود شکست روی 43.000 دلار باشد، هدف سود، 44.000دلار خواهد بود. داشتن نقطه هدف سود مناسب، اهمیت زیادی دارد چون اگر خوش‌بین باشیم ممکن است جهت حرکت قیمت قبل از اینکه سود خود را برداشت کنید، برعکس شود.

نحوه معامله با الگوی پرچم نزولی

الگوی پرچم نزولی (Bear Flag) نیز درست شبیه الگوی پرچم صعودی اما در جهت معکوس کار می‌کنند. هر الگوی پرچم نزولی که برای معامله خوب باشد دارای سه مؤلفه زیر است:

  1. حد ضرر: اکثر تریدرها از سمت متضاد الگوی پرچم به‌عنوان حد ضرر و برای حفاظت از خودشان در مقابل حرکت قیمت در جهت دیگر استفاده می‌کنند. فرض کنید یک الگوی پرچم نزولی برای BTC/USDT تشخیص داده‌اید اگر خط روند بالایی، 34.000دلار و خط روند پایینی، 40.000 دلار باشد، باید حد ضرر خود را جایی نزدیکی 43.000 دلار قرار دهید.
  2. هدف سود: معمولاً از طول دسته پرچم برای محاسبه هدف سود استفاده می‌شود. فرض کنید یک الگوی پرچم نزولی برای BTC/USDT تشخیص داده‌اید. اگر یک تفاوت 1000 دلاری وجود داشته باشد و نقطه ورود شکست، 43.000 دلار باشد، هدف سود، 42.000دلار خواهد بود. داشتن نقطه هدف سود مناسب اهمیت زیادی دارد چون ممکن است جهت روند حرکتی قیمت برگردد و نتوانید سود خود را برداشت کنید.

حتی وقتی شکل‌گیری الگوی پرچم واضح است، تضمین نیست که قیمت در جهت مورد انتظار حرکت کند. این امر در مورد ارزهای دیجیتال که نوسانات بیشتری دارند شدیدتر است. همانند بسیاری از تحلیل گران تکنیکال، شما هم بهترین نتیجه را از الگوهای پرچم چارت‌های بلندمدت خواهید گرفت چراکه زمان بیشتری برای بررسی آن و تعیین استراتژی خود دارید.

مهم نیست چقدر در تشخیص الگوی پرچم صعودی و پرچم نزولی توانایی دارید، زمان‌هایی هستند که تریدها نتیجه‌بخش نیست. شناسایی الگوی پرچم در بازه زمانی طولانی همراه با مدیریت ریسک می‌تواند سودآفرین باشد.

جمع بندی

الگوی پرچم صعودی و پرچم نزولی نشان‌دهنده ادامه روند صعودی قبلی و پرچم نزولی نشان‌دهنده روند نزولی گذشته است. این پرچم‌ها به دنبال یک حرکت تند قیمت و ایجاد یک دوره تثبیت قیمت شکل می‌گیرند. این الگوها پیش‌بینی قیمت دارایی را در آینده تسهیل می‌کنند.

مولفه‌های مالی و اقتصادی تاثیرگذار در جذب سرمایه

مولفه های مالی و اقتصادی موثر در جذب سرمایه گذار

همه افراد هر روز در معرض نوعی ریسک قرار می‌گیرند، خواه رانندگی و پیاده‌روی در خیابان ، خواه سرمایه‌گذاری یا مواردی دیگر. شخصیت، سبک زندگی و سن سرمایه‌گذار از مهمترین عواملی است که برای مدیریت سرمایه‌گذاری فردی و اهداف ریسک در نظر گرفته می‌شود. هر سرمایه‌گذار مشخصا دارای پروفایل ریسک‌پذیری متفاوتی است که بر اساس قدرت مقاومت او در برابر تغییر شرایط مشخص می‌شود. وقتی صحبت سرمایه‌گذاری به میان می‌آید باید در نظر داشت که رابطه‌ی تنگاتنگی میان ریسک، خطر و پاداش وجود دارد. به قول معروف «نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود». به طور کلی، با افزایش ریسک‌های سرمایه‌گذاری، سرمایه گذاران برای جبران پذیرفتن این ریسک‌ها، انتظار بازده یا پاداش بیشتری را دارند. در ادامه پس از بررسی انواع ریسک های سرمایه گذاری، به بررسی مولفه های مالی و اقتصادی تاثیرگذار در جذب سرمایه می پردازیم.

در مقالات پیشین در ارتباط با “مسیر تبدیل استارتاپ از ایده تا عرضه‌ی اولیه سهام” صحبت نمودیم و به بررسی مراحل سرمایه گذاری استارتاپ ها پرداختیم. در این مقاله با تمرکز بر شاخص های مالی و اقتصادی به نحوه جذب سرمایه گداران و نحوه تصمیم گیری آنها می پردازیم.

در شکل زیر شماتیکی از این رابطه بیان شده است. برای این که بتوانید درک کنید که چه عوامل و نسبت ریسک به پاداش چقدر است؟ فاکتورهایی در یک کسب و کار برای سرمایه‌گذاران جذاب است، ابتدا باید با ریسک‌های سرمایه‌گذاری آشنا شوید و بدانید که سرمایه‌گذاران چگونه و از طریق چه راه‌هایی، کسب و کار‌ها را می‌سنجند.

رابطه‌ی ریسک یا خطر با بازگشت سرمایه یا پاداش

رابطه‌ی ریسک یا خطر با بازگشت سرمایه یا پاداش (برگرفته از Investopedia)

ریسک در سرمایه گذاری

به طور کلی در اصطلاح مالی، ریسک اختلاف درآمد یا آورده‌ی واقعی یک کسب و کار نسبت به درآمد یا سود مورد انتظار آن کسب و کار، در گذر زمان رشد استارتاپ است. ریسک یا خطر در واقع احتمال از دست دادن بخش یا تمام سرمایه‌ی اولیه‌ای است که وارد کسب و کار کرده‌اید.

به صورت کمی، ریسک معمولاً با در نظر گرفتن رفتارها و نتایج تاریخی کسب و کار ارزیابی می شود. در امور مالی، «انحراف معیار» یک معیار متداول مرتبط با ریسک است. انحراف معیار به اندازه‌گیری نوسانات ارزش دارایی‌ها در مقابل میانگین‌ ارزش‌ دارایی‌های پیشین کسب و کار در یک بازه زمانی مشخص است.

بر اساس طبقه بندی سایت Investopedia و wallstreetmojo ریسک‌های مالی به دو بخش کلی سیستماتیک و غیر سیستماتیک بخش‌بندی شده که دارای زیر بخش‌های دیگری از قبیل شکل زیر هستند.

ریسک‌های مالی یک کسب و کار

شماتیکی از ریسک‌های مالی یک کسب و کار

در ادامه به شکل خلاصه به تعریف انواع ریسک‌ها پرداخته می‌شود:

  • ریسک بازار: به ریسکی گفته می‌شود که ممکن است یک سرمایه‌گذاری به دلیل تغییرات و تحولات اقتصادی در برابرش قرار گرفته و ممکن است ارزش و سرمایه‌ی خود را از دست دهد. اصلی‌ترین بخش‌های ریسک بازار به قسم زیر است:
    • ریسک سهامی
    • ریسک نرخ بهره/ سود
    • ریسک ارز

    تاثیر ریسک افقی بر سرمایه

    شماتیکی از تاثیر ریسک افقی بر سرمایه

    • ریسک طول عمر: هر وقت هر سرمایه‌گذاری بیش از زمان پیش‌بینی شده‌ی سرمایه‌گذاران به طول می‌انجامد، دچار این قبیل ریسک‌ها می‌شود که عموما وارد سرزمینی ناشناخته شده که عموما نمی‌توان درکی از خطرات پیش رو داشت.
    • ریسک سرمایه‌گذاری خارجی: به ریسکی گفته می‌شود که به دلیل سرمایه‌گذاری در کشورهای خارج از کشور به وقوع می پیوندد، در واقع سرمایه‌گذاران با عواملی چون پایین آمدن شاخص اقتصادی GDP آن کشور، بالا رفتن تورم، ناآرامی‌های مدنی و … مواجه می‌شوند.

    حال که با خطرات و ریسک‌های یک سرمایه‌گذاری آشنا شدید، جدا از این‌که خودتان می‌توانید از روش‌های مدیریت و شناخت ریسک برای پایین آوردن و مطمئن کردن کسب و کار خود اقدام کنید، دید بهتری از روش تصمیم‌گیری سرمایه‌گذار‌ها بر یک کسب و کار دارید. در ادامه به شاخص‌های پر اهمیت یک کسب و کار برای سرمایه‌گذاران پرداخته می‌شود، تا بتوان دید بهتری برای سنجش یک کسب و کار پیدا کرد و با ریسک‌های آن آشنا شد.

    شاخصه‌های مالی سنجش کسب و کار‌ها

    عموما سرمایه‌گذاران برای شناسایی ریسک کسب و کار از روش‌های مختلف ارزیابی شرکت‌ها مانند روش نسبت‌ها یا نرخ بازگشت سرمایه و … استفاده می‌کنند. عموما قبل از پذیرش سرمایه‌گذار خارجی، هر بنیان‌گذاری خود به نوعی در حال سرمایه‌گذاری بر روی کسب و کارش است، پس بهتر است که با برخی از این شاخص‌های مالی آشنا شوید تا بتوانید پیش‌بینی درستی به سرمایه‌گذار از کسب و کارتان ارائه دهید.

    از برخی شاخص‌های اقتصادی مانند IRR و NPV می توان برای تعیین میزان مطلوبیت یک پروژه و ارزش افزوده ایجاد شده توسط آن شرکت استفاده کرد. در حالی که یکی از این شاخص‌ها به صورت درصدی استفاده می‌شود، دیگری به صورت رقم واحد پولی (دلار، ریال و …) بیان می‌شود.

    ارزش فعلی (PV) و ارزش فعلی خالص (NPV)

    ارزش فعلی (PV) آن ارزشی است که است که خالص جریانات نقدی ورودی در حال حاضر برای شرکت دارند. خالص ارزش فعلی (NPV) همان ارزش فعلی است که میزان کل سرمایه‌گذاری انجام شده در پروژه از آن کم می‌شود. به بیانی دیگر در فرمول‌های‌ زیر آورده شده است:

    شاخص سود آوری (PI)

    شاخص دیگری که از PV و NPV می‌توان استخراج کرد، شاخص سود آوری (PI) می‌باشد که به شکل درصد بیان شده و به قرار فرمول زیر است:

    به طور مثال اگر در ابتدا یک سرمایه‌گذاری ۱۰۰ واحدی روی طرح انجام شده باشد و سپس در سال اول ۵۰ واحد درآمد و در سال دوم ۵۰ واحد هزینه و ۱۵۰ واحد درآمد در شرکت وجود داشته باشد (آورده شده در شکل ۱-۴)، با در نظر گرفتن نرخ بهره/ تنزیل ۱۰% شاخص‌ها به صورت زیر محاسبه می‌شود.

    جریانات درآمد – هزینه‌ی شرکت (برگرفته از آموزه‌های مهندس پورمددکار)

    درواقع ارزش خالص فعلی گویای آن است که اگر روی این طرح ۱۰۰ واحد پولی سرمایه گذاری شود با توجه به نرخ بهره / تنزیل ۱۰% (عموما در حالت واقعی نرخ سود بانکی برابر با نرخ تنزیل در نظر گرفته می‌شود) نه تنها بعد از دو سال ۱۰۰ واحد پولی به سرمایه‌گذار بازگشت داده می‌شود بلکه ۲۰ واحد پولی اضافی هم به آن داده می‌شود، به معنای دیگر نه تنها اصل ارزش سرمایه نگه داشته می‌شود، بلکه ۲۰ واحد پولی سود نیز به آن پول اضافه خواهد شد. اگر نرخ تنزیل بالاتر گرفته می‌شد امکان منفی شدن این شاخص هم وجود دارد.

    بعد از مشخص شدن سود‌دهی طرح باید میزان سوددهی به صورت نسبی و بدون واحد مشخص شود تا دید آیا آن طرح با توجه به سودده بودن برای سرمایه‌گذاری نسبت ریسک به پاداش چقدر است؟ مناسب است یا خیر، برای رسیدن به این مهم از شاخص‌هایی به نام نرخ بازده داخلی یا نرخ بازگشت سرمایه استفاده می‌کنند.

    نرخ بازده داخلی (IRR) و نرخ بازگشت سرمایه (ROR/ROI)

    نرخ بازده داخلی (IRR = Internal Rate of Return) نرخی است که سود و زیان یک پروژه را مشخص می‌کند. تحلیل‌گران اقتصادی معمولا از این فاکتور در کنار ارزش خالص فعلی (NPV) استفاده می‌کنند. این مسئله به این دلیل است که هردو روش، مشابه‌اند ولی متغیرهای متفاوتی دارند.

    با کمک ارزش خالص فعلی، می‌توانید به یک نرخ تنزیل مشخص برای شرکت خود دست پیدا کنید و سپس ارزش فعلی سرمایه‌گذاری را محاسبه کنید. اما در نرخ بازده داخلی، باید بازگشت واقعی جریان‌های نقدی پروژه را محاسبه و سپس این نرخ بازگشت را با نرخ مانع شرکت (Hurdle Rate) مقایسه کنید. اگر نرخ بازده داخلی بیشتر باشد، سرمایه‌گذاری شما، یک سرمایه‌گذاری ارزشمند خواهد بود. ضرورتا IRR نرخی است که در آن NPV مربوط به یک سرمایه‌گذاری، برابر صفر است. فرمول IRR به قرار فرمول زیر است:

    که در رابطه بالا:

    • Ct = سود خالص برای دوره زمانی مورد نظر
    • t = تعداد دوره زمانی
    • r = نرخ بهره در دوره زمانی مورد نظر
    • I = میزان سرمایه‌گذاری

    در مثال ذکر شده در بخش قبلی میزان IRR به قرار زیر است:

    هر سرمایه‌گذاری با توجه به زمینه‌ی طرح و ریسک‌های مورد انتظار، شاخصی به نام حداقل نرخ جذب کننده (MARR = Minimum Acceptable Rate of Return) برای خود تعریف می‌کند که اگر شاخص IRR بیشتر از آن باشد حتما بر روی طرح سرمایه‌گذاری می‌کند و اگر کمتر باشد ریسک سرمایه‌گذاری را نمی‌پذیرد.

    نرخ بازده (RoR = Rate of Return/ Return on Investment) را می توان برای هر سرمایه‌گذاری، از وسیله نقلیه و املاک و مستغلات گرفته تا اوراق قرضه، سهام و هنرهای زیبا اعمال کرد. RoR با هر دارایی کار می کند به شرط آنکه دارایی در یک زمان خریداری شود و در دوره ای در آینده جریان نقدی ایجاد کند. سرمایه گذاری‌ها، تا حدی بر اساس نرخ بازده گذشته ارزیابی می‌شوند، که می‌تواند در مقایسه با دارایی‌های همان نوع برای تعیین جذاب ترین سرمایه گذاری‌ها ارزیابی شود. بسیاری از سرمایه گذاران دوست دارند قبل از انتخاب سرمایه گذاری ، نرخ بازده مورد نیاز را انتخاب کنند. این نرخ از فرمول زیر به دست می‌آید:

    نقطه‌ی سر به سر (Break Even Point)

    در مقالات پیشین در ارتباط با دره مرگ و روش های تامین مالی آن صحبت نمودیم. چنان چه علاقه مند به این مقاله هستید میتوانید از طریق کلیک بر روی عبارت “راهکارهای تامین مالی در دره‌ی مرگ استارتاپ‌ها” اقدام نمایید.

    تجزیه و تحلیل نقطه‌ی سر به سر در اقتصاد، کسب و کار و حسابداری هزینه به نقطه‌ای اشاره دارد که در آن هزینه کل با درآمد کل برابر می‌شود. برای تعیین تعداد واحدها یا ارزش و میزان درآمد مورد نیاز برای تأمین کل هزینه ها (هزینه های ثابت و متغیر) از تحلیل نقطه سر به سر استفاده می شود.

    به طور خلاصه:

    • در نقطه سر به سر، شرکت هیچ ضرر و زیانی نمی کند.
    • نقطه سر به سر در جایی رخ می دهد که میانگین درآمد = میانگین هزینه‌ی کل (AR = ATC)
    • نقطه سر به سر در جایی رخ می دهد که درآمد کل = هزینه کل (TC = TR)

    طبق تعریف به دیاگرام زیر خواهیم رسید:

    نقطه‌ی سر به سر تعدادی و ارزشی

    دیاگرامی از نقطه‌ی سر به سر تعدادی و ارزشی

    تعریف فرمولی نقطه‌ی سر به سر

    (هزینه متغیر در واحد محصول – قیمت فروش در واحد محصول) / هزینه‌های ثابت = نقطه سر به سر تعدادی

    • هزینه‌های ثابت (Fixed Costs) به هزینه‌هایی گفته می‌شود که با تغییر میزان محصول و تولید تغییری نمی‌کنند. (عموما در طی سال در نظر گرفته می‌شود، مانند، حقوق، اجاره، تجهیزات ساختی و …)
    • قیمت فروش در واحد محصول (Price) به قیمت هر کدام از محصولات به صورت واحدی گفته می‌شود.
    • هزینه متغیر در واحد محصول (Variable Costs) به هزینه‌هایی گفته می‌شود که برای تولید یک واحد از محصول به صورت مستقیم نیاز است.

    قابل ذکر است که قیمت فروش واحد محصول منهای هزینه متغیر واحد محصول، حاشیه سود هر واحد است. به عنوان مثال، اگر قیمت فروش کتاب 100 هزار تومان و هزینه‌های متغیر آن 5 هزار تومان برای ساخت کتاب باشد، 95 هزار تومان حاشیه سود در واحد محصول است و به جبران هزینه‌های ثابت کمک می‌کند.

    اصولا نقطه‌ی سر به سر در اولین مراحل تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری بر استارتاپ‌ها صورت می‌گیرد، زیرا دلایل زیادی وجود دارد تا به آن نقطه نرسید یا به عنوان استراتژی خود مشخص کنید که چه قدر از آن ارزش را می‌خواهید صرف چه هزینه‌هایی کنید. به همین دلیل در اولین مرحله این شاخص تحلیل می‌شود تا در صورت منطقی بودن به مراحل بعدی رجوع شود. به طور مثال در مرحله‌ی بعدی با رسم جریان درآمد – هزینه در دو حالت عادی و تجمعی، زمان رسیدن به نقطه سر به سر تجمعی و عادی را محاسبه می‌کنند، تا با تحلیل آن دو نمودار، به میزان ریسک‌های احتمالی موجود در روند رشد کسب و کار بپردازند.

    تیم سرمایه گذاری صندوق پژوهش و فناوری گیلان جهت توانمندسازی استارتاپ ها و کسب و کارهای نوپا، فایل excel مورد نیاز جهت تحلیل مولفه های مالی را آماده نموده است. چنان چه تمایل به دریافت این فایل نمونه دارید، می توانید درخواست خود را با موضوع “دریافت فایل excel تحلیل مولفه های مالی” به آدرس پست الکترونیک صندوق گیلان ([email protected]) ارسال نموده یا در زیر همین پست آدرس پست الکترونیک خود را یادداشت بفرمایید.

    نسبت ریسک به ریوارد چیست؟

    ریسک به ریوارد

    منظور از نسبت ریسک به ریوارد همان نسبت سود به ضرر است که این نسبت در بازارهای مالی مانند بورس و فارکس به عنوان یک شاخص برای تعیین حد سود و یا ضرر مورد استفاده قرار می‌گیرد. توجه داشته باشید اگر می‌خواهید در بازارهای سرمایه فعالیت داشته باشید و سرمایه خود را وارد این بازارها کنید حتماً باید آموزش‌هایی را فرا بگیرید تا سرمایه خود را از دست ندهید.

    این روزها افراد زیادی وجود دارند که تمایل دارند در بازارهایی مانند بورس، فارکس، ارز دیجیتال و … سرمایه‌گذاری کنند تا سرمایه خود را چندین برابر کنند. به همین جهت نیاز است تا با یک سری از مفاهیم مانند نسبت ریسک به ریوارد آشنا شوید. همانطور که توضیح داده‌ایم، نسبت ریسک به ریوارد همان نسبت سود به زیان است که همه ما در کارهای مختلف روزانه از آن استقاده می‌کنیم. در ادامه این مقاله سعی داریم اطاعاتی در مورد نسبت ریسک به ریوارد به شما بدهیم.

    بررسی نسبت ریسک به ریوارد به زبان ساده‌تر

    برای مثال برای انجام یک کاری زمانی که می خواهیم با یک دوست به صورت عامیانه مشورت کنیم، می‌گوییم که آیا این معامله ارزش ریسک دارد یا خیر؟ در واقع با مفهوم بسیار پیچیده‌ای مواجه نیستیم و این نسبت در تمامی بازارهای مالی کاربرد های یکسانی دارد.

    اگر بخواهیم ساده‌تر توضیح دهیم می‌توانیم بگوییم که در قبال به دست آوردن چه مقدار سود حاضر هستید چه مقدار از سرمایه خود را وارد ریسک کنید و یا به خطر بیاندازید؟ توجه داشته باشید که این زیان‌ها در بازارهای مالی کاملا احتمالی هستند. حال برای کاهش دادن نسبت ریسک به پاداش چقدر است؟ ضررهای احتمالی و تحلیل‌های نادرست باید به یک سری نکات توجه اساسی داشت. به طور کلی باید بدانید که ریسک به معنی تفاوت بین قیمت سهام و حد ضرر است. در این بین ریوارد هم به معنی تفاوت بین قیمت سهم و حد سود آن است.

    نسبت ریسک به ریوارد

    چگونگی بدست آمدن نسبت ریسک به ریوارد

    نکته قابل توجه این است که هر زمان که شما میزان ریسک احتمالی را تقسیم بر ریوارد کنید و سپس آن را در ۱۰۰ ضرب کنید نسبت R/R به دست می آید. زمانی که این نسبت از ۵۰ درصد کمتر باشد، سهم مورد نظر برای خرید بسیار مناسب است.

    توجه داشته باشید که نسبت R/R منظور همان نسبت RISK به RIVARD است. اگر بخواهیم نسبت ریسک به ریوارد را به طور ساده‌تر توضیح دهیم باید بگوییم که منظور این است که شما در ذهن خود تحلیل هایی را انجام دهید و ببینید سودی که در این معامله ممکن است نصیب شما شود نسبت به ضرر احتمالی آن به چه صورت است و آیا در نهایت ارزش انجام این معامله را دارد یا خیر؟ حال سوالی که ذهن بیشتر افراد را درگیر کرده، این است که چه زمانی باید تشخیص دهیم که یک سهم ارزش خرید دارد یا خیر؟ منظور این است که آیا باید وارد ریسک شویم یا خیر؟

    توجه داشته باشید زمانی که سود مورد انتظار شما بر اساس تحلیل هایی مانند تحلیل بنیادی و تکنیکال به دست می آید، باید حداقل دو برابر ضرر و زیان احتمالی که باز هم بر اساس همین تحریم ها به دست می‌آید باشد، آن سهم مانعی برای خرید ندارد، در غیر این صورت خرید سهم پیشنهاد نمی‌شود. باید بدانید که خرید سهام حتما باید با توجه به نسبت ریسک به ریوارد انجام شود در غیر این صورت تنها ممکن است در سری‌های اول با موفقیت روبرو شوید اما به هیچ عنوان به طور پیوسته و مداوم برای شما سود نخواهد داشت و با گذشت زمان متوجه می‌شوید که سرمایه شما از اصل سرمایه هم کمتر خواهد شد و دچار ضرر و زیان‌های شدید می‌شوید.

    پرهیز از معامله هیجانی در بازار های مالی

    تحلیلگران بازار های مالی توصیه می‌کنند تا از خریدهای هیجانی در مقاومت‌ها و حتی صف‌های خرید بدون در نظر گرفتن نسبت ریسک به ریوارد اجتناب کنید. البته این موضوع را هم در نظر بگیرید که همیشه تنها برای انجام یک معامله بررسی نسبت ریسک به ریوارد کافی نیست و این تنها یکی از نکات اصولی و اساسی در خرید و فروش یک سهم است. در نظر داشته باشید که ریسک به ریوارد یک عدد است که بر اساس عوامل مختلفی ایجاد شده و می‌توان گفت که کاربرد اصلی آن برای طبقه‌بندی و اولویت‌بندی کردن موارد خرید است.

    ریسک در فارکس

    نحوه محاسبه نسبت ریسک به ریوارد با فرض یک مثال

    تصور کنید که قصد معامله در خرید بیت کوین با دید سرمایه گذاری بلندمدت دارید. در این حالت باید حد سود و حد ضرر خود را مشخص کنید که این تحلیل ها باید به صورت حرفه‌ای انجام شود. به طور مثال می‌توانید حد سود خود را از همان نقطه ورود به سهم حدود ۱۵ درصد در نظر بگیرید.

    در این بین اگر با توجه به تحلیل‌هایی که شما انجام داده‌اید، نتیجه آنطور که می خواهید نشود و یا تحلیل‌ها نادرست باشند چه اتفاقی قرار است بیافتد؟ نوبت آن است که برای تحلیل خود حد ضرر هم مشخص کنید برای مثال می‌توانید حد ضرر خود را ۵ درصد در نظر بگیرید.

    توجه داشته باشید که تمامی این اعداد بر اساس تخصص و تکنیک های مورد استفاده از تکنیک‌های تحلیل به دست می‌آیند. قطعاً برای بررسی نسبت ریسک به ریوارد به این اعداد نیاز خواهیم داشت. همانطور که توضیح داده ایم حد سود در این معامله ۱۵ درصد و حد ضرر هم ۵ درصد مشخص شده است حالا می‌خواهیم بدانیم که نسبت ریسک به ریوارد در این معامله چند است؟

    در این حالت باید عدد ۵ را بر عدد ۱۵ تقسیم کنید عدد ۰.۳۳ به دست می آید در نتیجه به صورت اختصار این نسبت را ۱:۳ نشان می‌دهند. این عدد مشخص می‌کند که به ازای هر یک واحد ریسک سه واحد سود انتظار است. برای مثال می‌توانیم به این صورت بیان کنیم که به ازای از دست دادن هر یک دلار، انتظار کسب ۳ دلار سود داریم.

    حالا تصور کنید که با ۱۰۰ دلار معامله خود را شروع کرده‌اید؛ در این صورت سود احتمالی شما ۱۵ درصد و ضرر احتمالی معامله هم ۵ درصد خواهد بود. نکته قابل توجه این است که هیچ کدام از این اعداد را نمی‌توانیم به طور سلیقه‌ای و دلخواه خود انتخاب کنیم و همانطور که در بالاتر هم توضیح داده‌ایم، تمامی این اعداد بر اساس تحلیل تکنیکال بدست می‌آیند. اگر در یک معامله متوجه شده‌اید که نسبت ریسک به ریوارد آن میزان بالایی دارد، بهتر است وارد معامله نشوید و به دنبال فرصت‌های دیگری برای سرمایه‌گذاری بهتر باشید.

    نسبت ریسک به ریوارد

    مفهوم نسبت ریسک به ریوارد با مثالی از یک باغ وحش

    توجه داشته باشید که مفهوم ریسک و پاداش فقط مختص به بازارهای مالی نیست و در هر شرایط دیگری ممکن است مورد استفاده قرار بگیرد. برای اینکه این موضوع را بهتر درک کنید، با یک مثال خارج از بازارهای مالی بیان می‌کنیم.

    یک باغ وحش را در نظر بگیرید که در آن حیوانات بسیار وحشی نگهداری می‌شوند. موضوعی که در این بین مشخص است، ورود بازدیدکنندگان به قفس حیوانات کاملا ممنوع است و انجام این کار یک تخلف محسوب می‌شود.

    تصور کنید که یکی از بازدیدکنندگان در ازای ورود به قفس پرندگان و غذا دادن به آنها به شما پیشنهاد یک بیت کوین بدهد. در این صورت ریسک قبول این ماجرا برای شما چقدر است؟ این موضوع را در نظر بگیرید که ورود افراد به قفس حیوانات کاملا ممنوع است و شما با انجام این کار و اجازه دادن به آن شخص برای ورود به قفس پرندگان دچار خلاف شده‌اید و برای انجام این کار طبق قانون با شما برخورد می‌شود. انجام این کار برای خلاف مقررات شما است و پاداش آن هم یک بیت کوین است.

    حال تصور کنید فرد دیگری از بازدیدکنندگان در ازای ورود شما به قفس شیرها و غذا دادن به آنها پیشنهاد دو بیت کوین به شما می‌دهد. قطعاً انجام این کار برای شما دارای ریسک بیشتری است، زیرا شما با ورود به قفس پرندگان تنها بر خلاف قانون عمل کرده‌اید.

    Risk to Reward

    اما با ورود به قفس شیرها و غذا دادن به آنها علاوه بر انجام خلاف قانون جان خود را هم به خطر می‌اندازید، در نتیجه ریسک انجام این کار برای شما بیشتر است و شما برای ورود به قفس شیرها ریسک بیشتری را متقبل می‌شوید که احتمالا آسیب جبران ناپذیری به شما وارد شود؛ اما در حین حال پاداش آن از حالت اول که برای شما توضیح داده‌ایم، بیشتر است.

    بهتر است در این مورد تجزیه و تحلیل‌هایی انجام دهید و ببینید که کدام حالت برای شما سود بیشتری دارد و می‌تواند بهترین گزینه باشد؟ به طور کلی انجام هر دو حالت برخورد قانونی برای شما دارد، اما مسئله مورد نظر این است که انجام کدام یک از این دو حالت تصمیم بهتر و عاقلانه‌تری برای شما است.

    قطعاً انجام حالت اول با وجود پاداش کمتر دارای ریسک کمتری است و کاملاً عاقلانه‌تر و صحیح‌تر است. در واقع شما با این نوع ارزیابی توانسته نسبت ریسک به ریوارد را در میان این دو حالت را ارزیابی کنید. اگر شما هم می‌خواهید بدانید که مفهوم کلی نسبت ریسک به ریوارد چیست این مقاله را به طور کامل مطالعه کنید.

    معامله‌گران حرفه‌ای چطور عمل می‌کنند؟

    در واقع باید بدانید که در معامله حتماً باید ضرر و سود معاملات خود را با یکدیگر مقایسه کنید و آنها را ارزیابی کنید. معامله‌گران حرفه‌ای هم زمانی وارد یک معامله می‌شوند که نسبت ریسک به ریوارد کاملاً منطقی و مناسبی از یک سهم به دست آورند.

    اگر شما هم می‌خواهید همیشه در سرمایه گذاری های خود موفق عمل کنید، حتما باید یکی از کارهایی که انجام می دهید، بررسی نسبت ریسک به ریوارد در یک سهم باشد. در واقع این بررسی یکی از اصول مدیریت سرمایه در معامله‌گری به حساب می‌آید. در ادامه این مقاله سعی داریم به بررسی ریسک‌پذیری بپردازیم.

    ریوارد چیست

    معنا و مفهوم ریسک پذیری

    به طور کلی آیا شما اهل ریسک پذیری هستید؟ آیا فردی هستید که در صورت متحمل شدن ضرر دچار آسیبهای روحی روانی نشوید؟ در واقع باید بدانید که آستانه تحمل شما در چه حد است؟ ریسک پذیری نه تنها در بازارهای مالی بلکه در موارد مختلفی در زندگی وجود دارد.

    برای مثال ممکن است دوست صمیمی شما عاشق بانجی‌جامپینگ باشد. این در حالی است که شما حتی با شنیدن نام آن هم دچار حمله پانیک می‌شوید. در نتیجه باید بدانیم که هر کسی باید با توجه به شخصیت خود میزان ریسک پذیری را بسنجد. بازارهای مالی هم به همین صورت است که علاوه بر سودهای کلانی که به شما می دهد، در برخی شرایط به شما ضرر تحمیل می‌کند که منجر به کاهش سرمایه‌ی شما می‌شود. تمامی این موارد احتمالاتی است که در بازارهای سرمایه وجود دارند.

    اما با یادگیری تکنیک‌ها و مهارت‌ها می‌توانید این احتمالات منفی را کمتر کنید. این روزها افراد زیادی وجود دارند که وارد بازارهای مالی شدند اما تعداد کمی از آن‌ها مهارت و تخصص کافی در زمینه معامله‌گری در بازارهای مالی دارند.

    همین موضوع باعث می‌شود تا افراد زیادی دچار ضرر شوند. در واقع باید بدانید که حتی اگر شما ترس و بیمی برای از دست دادن سرمایه خود ندارید، حتماً باید برای پولی که به دست می‌آورید ارزش قائل شوید. زمانی می‌توانید برای سرمایه خود ارزش قائل شوید که تنها بر اساس شانس و احتمالات وارد معامله‌گری نشوید و حرفه و تخصص انجام این کار را فرا بگیرید. در نتیجه می‌توانید از مشاوران که در این زمینه تخصص کافی دارند کمک بگیرید تا کاملا حساب شده و بر اساس منطق وارد معامله شوید.

    ریسک و ریوارد در فارکس

    بررسی‌های مهم برای انجام معامله در بازارهای مالی

    زمانی که یک سهم را برای خرید مناسب می‌دانید بهتر است آن را کاملا مورد بررسی قرار دهید. در واقع شما باید بتوانید رفتار آن سهم را شناسایی کنید. در مراحل اولیه حتما از تحلیل‌های مختلف مانند تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی و فاندامنتال استفاده کنید.

    این دو تحلیل تکنیکال و فاندامنتال در بازارهای مالی بسیار اهمیت دارد که می‌توانند کمک شایانی در خرید و فروش یک سهم به شما بکنند. پس از این نوع تحلیل‌ها به سراغ نسبت ریسک به ریوارد بروید و این نسبت را با تحلیل مورد نظر خود بررسی کنید.

    توجه داشته باشید که بهترین این ریسک به ریوارد در انجام معاملات نسبت یک به سه است. در واقع شما باید بدانید زمانی برای ورود به یک معامله، ارجحیت دارد که سود احتمالی آن از ضرر احتمالیش، بیشتر باشد. اگر در محاسبات که شما انجام داده‌اید، ضرر احتمالی آن سهم از سود احتمالی آن بیشتر شود، بهتر است وارد معامله نشوید و فرصت دیگری را برای سرمایه‌گذاری انتخاب کنید یا می‌توانید به سراغ سهم دیگر بروید و آنها را هم ارزیابی کنید.

    آشنایی با انواع ریسک‌ها

    به طور کلی دو نوع ریسک در زندگی وجود دارد که در ادامه این مقاله سعی داریم به بررسی آنها بپردازیم.

    • ریسک واقعی و یا خالص

    ریسک اول به نام ریسک واقعی یا خالص و یا همان Pure Risk شناخته می‌شود که در واقع به معنی ریسک‌های فیزیکی هستند که انسان از زمان متولد تا زمان مرگ ممکن است با آنها مواجه شود. از جمله این نوع ریسک‌ها می‌توان به ریسک بیماری، تصادف و … اشاره کرد که از ویژگی‌های بارز آنها عدم کنترل‌پذیری و ایجاد حتمی خسارات است.

    ریسک بعدی هم ریسک سوداگرانه یا همان ریسک پویا است. نکته قابل توجه این است که ریسک پویا تنها در موقعیت‌های اقتصادی قابل سنجش می شود که نتیجه آن هم می‌تواند سود و یا ضرر باشد که کاملاً هم قابل کنترل است.

    نسبت ریسک به ریوارد

    به طور کلی می‌توانیم بگوییم که ریوارد به سود یا پاداش حاصل از سرمایه‌گذاری‌های مختلف گفته می‌شود. زمانی که شما تصمیم می‌گیرید وارد یک سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی شوید در واقع دوروی شمشیر را پذیرفته‌اید که می‌تواند سودآوری بالایی داشته باشد یا حتی دچار ضرر و زیان زیادی شوید.

    سرمایه‌گذاران حرفه‌ای و باتجربه قبل از انجام معاملات خود نسبت ریسک به ریوارد شاخص و سهم را مورد بررسی قرار می‌دهند تا ضررهای احتمالی آن‌ها کمتر شود و به سود بیشتری دست یابند. تعریف‌های متفاوتی در مورد این نسبت وجود دارد که ما در این مقاله سعی کرده‌ایم به زبان کاملا ساده و صریح برای شما توضیح دهیم.

    اگر شما حد ضرر را منهای قیمت سهم کنید، ریسک آن معامله مشخص می‌شود. همینطور اگر شما قیمت یک سهم را منهای حد سود آن کنید، ریوارد مشخص می‌شود. در مرحله بعدی باید مقدار ریسک را بر ریوارد تقسیم کنید و در این بین هر چه نسبت محاسبه شده کمتر از ۵۰ درصد باشد آن سهم برای خرید مناسب‌تر است.

    توجه داشته باشید که اگر شما هم می‌خواهید مانند حرفه‌ای‌ها وارد بازارهای مالی شوید، باید از آنها الگو برداری کنید و شما بدون در نظر گرفتن تکنیک‌های مهمی مانند تکنیک فاندامنتال و بنیادی و نسبت ریسک به ریوارد نمی توانید سود خوبی در بلند مدت داشته باشید.

    نسبت ریسک به پاداش چقدر است؟

    همه چیز درمورد بلاکچین Blockchain

    مکان بازار فارکس

    کتاب آموزش فارکس

    newyear

    ارتقای مهارت معامله

    دیدگاه خود را بنویسید

    سلام
    اتفاقا بسیار مقاله مفید و سودمندی بود.
    دوستان باید به مطالعه کردن عادت کنند.

    با عرض تشکر برای زحماتتون
    لطفا مقالات را کوتاه تر و با زبانی راحتتر بیان کنید
    انسان امروز بهتر میتواند مقالات کوتاه را بفهمد و حضم کند
    سپاس

    سلام. ممنون از انتقاد سازنده‌ی شما. در حال بازنویسی مقالات هستیم

    یو اس جی

    روبوفارکس

    ارانته

    آمارکتس

    آلپاری

    اچ وای سی ام

    کوکوین

    کوینکس

    نوبیتکس

    بینگ ایکس

    اکسیر

    والکس

    «ایران بروکر» به معامله‌گران محترم کمک می‌کند بتوانند توانایی‌های معاملاتی خود را ارتقا دهند و پس از بررسی و مقایسه انتخاب‌ صحیحی در رابطه با سرمایه‌گذاری داشته باشند و بتوانند بستر مناسبی را برای معاملات خود انتخاب نمایند.

    ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

    معامله در بازارهای مالی دارای ریسک بسیار بالایی است. اکثر افراد در بازارهای مالی سرمایه‌ی خود را از دست می‌دهند. مسئولیت سود و ضرر هرکس با خود اوست. ما هیچ صرافی یا بروکری را تأیید کامل نمی‌کنیم. تمامی کارگزاری‌ها اشکالات و نواقصی دارند. مراقب سرمایه‌ی خود باشید.

    این وبسایت در راستای قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت می‌کند.

    سلب مسئولیت: کلیه مطالب، مقالات، آموزش‌ها، تحلیل‌های ارائه شده در وبسایت “ایران بروکر” متضمن هیچ پیشنهاد معاملاتی‌ای نیست و صرفا جنبه‌ی مطالعاتی و اطلاع‌رسانی دارد. این وبسایت نسبت به ضرر و زیان احتمالی افراد هیچگونه مسئولیتی را نمی‌پذیرد. افراد باید نسبت به ریسک‌های ذاتی بازارهای مالی آگاهی داشته باشند و قبل از اقدام به هرگونه سرمایه‌گذاری مطمئن شوند که تجربه و دانش کافی را دارند. بیشتر بخوانید

    © انتشار و کپی‌برداری از مطالب سایت بدون ذکر منبع و لینک‌دهی ممنوع است. کلیه مطالب منتشر شده در وبسایت متعلق به “ایران بروکر” است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.